X
تبلیغات
Iran&World

Iran&World

جغرافیای ایران وجهان

بسم الله الرحمن الرحیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:7  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

سلام چطوری؟

باسلام خدمت تمامی کاربران گرامی.این وب توسط آرش تقی زاده و محمد رضا زعیم زاده به منظور پیشرفت دانش اموزان درعرصه جغرافیا تهیه شده است.دراخر از مبتکر این طرح جناب آقای گورابی دبیرمحترم درس جغرافیا کمال تشکر را داریم. من الله التوفیق

زعیم زاده- تقی زاده
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:48  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:47  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

درباره ایران

ميلاد با سعادت خاتم انبياء حضرت محمد مصطفي(ص)و آغاز هفته‌ي وحدت بر همه‌ي مسلمانان جهان مبارك باد

 

 

 

 

 

 

استان تهراناستان خراسان شمالياستان خراسان رضوياستان خراسان جنوبياستان سيستان و بلوچستاناستان كرماناستان سمناناستان قماستان يزداستان هرمزگاناستان فارساستان بوشهراستان كهكيلويه و بوير احمداستان خوزستاناستان ايلاماستان لرستاناستان چهار محال و بختيارياستان اصفهاناستان كرمانشاهاستان همداناستان كردستاناستان مركزياستان قزويناستان زنجانآذربايجان غربياستان آذربايجان شرقياستان اردبيلاستان گيلاناستان مازندراناستان گلستان

 ورود اعضاء

 

 شناسه کاربری:  

 

 کلمه عبور:     

 

 

عضویت در سایت

 

  

  

 

Site MeterSite MeterSite MeterSite Meter Webstats4U - Free web site statistics Webstats4U - Free web site statistics

 

 

  » هم‌زمان با روز جهاني بناهاي تاريخي،
گنبد سلطانيه در محيطي دانشگاهي معرفي مي‌شود

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» کوچ بهاره عشاير استان کرمانشاه آغاز شد

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد:
براي جذب توريست مذهبي از ديگر كشورها بسترسازي لازم صورت نگرفته است

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» اجراي طرح ملي ساحل پرورش در سواحل شمالي كشور

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» ‪ ۱۰‬هزار مسافر در ايام نوروز از شهرري ديدن كردند

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» هيات صنعت گردشگري پرتغال براي بازديد ازقلعه پرتغالي ها وارد بندرعباس شد

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» جزييات قانون بن سفر در گفت و گو با ايستا؛
اختصاص 25 درصد از اعتبارات رفاهي دستگاه‌هاي دولتي به سفر كاركنان

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

» ياسوج ميزبان نمايشگاه صنايع دستي در تيرماه

  - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 تالاب چغاخور؛استان چهارمحال و بختياري

 

» هم‌زمان با «روز جهاني موزه» و «هفته‌ي ميراث فرهنگي»؛
برپايي جشنواره‌ي كوچ عشايري در استان كهگيلويه و بويراحمد
تقدير از بزرگان عشاير ايران در جشنواره‌ي كوچ عشايري

28 ارديبهشت ماه‌سال‌جاري هم‌زمان با «روز جهاني موزه» و «هفته ميراث فرهنگي» از بزرگان عشاير ايران و چهره‌هاي ماندگار عشاير تقدير به عمل خواهد آمد.

     وبلاگ خاطرات

 

 درباره ایران:

 

سرزمين پهناور ايران كه از گذشته های دورمهد علم، فرهنگ و تمدن بوده است، دررديف کهن ترين تمدن های جهان قراردارد. ايران چهارفصل بی همتايی است درميان سه دريا و گذرگاهی به سوی اقيانوس ها با دشت های گسترده، رودهای فراخ و کوه های سربلند پوشيده ازبرف در زمينه فيروزه ای آسمان. اين سرزمين بی همتا خاستگاه نخستين انسان های دانا با قدمتی چندين هزارساله است. آريايی ها، اولين شعبه متمدن جهان بودند كه دراين سرزمين كم نظيرسكنا گزيدند و به خدای يگانه ايمان آوردند. اولين دولت جهان درفلات مركزی ايران تشكيل شد و تنها امپراتوری منسجم جهان2500 سال پيش به عنوان مقبول ترين امپراتوری دراين سرزمين برپا شده است. منشورحقوق بشری كه سر سلسله امپراتوری هخامنشی (كوروش كبير) در آن زمان تدوين كرد از منشورامروزی حقوق بشر سازمان ملل پيشرفته تر و انسانی تر است. اغراق نيست اگر ايران را سرزمين "اولين ها" و "ترين ها" بناميم. قديمی ترين شهرهای جهان, مفصل ترين كتيبه ها,‏ بزرگ ترين بناهای جهان، نامی ترين عارفان و شاعران, اولين قوانين اجتماعی و.... همه درايران وجود دارند. دراين سرزمين كهن، زبان, كتابت و زبان سانسكريت - كه به تحقيق منشاء تمامی زبان های دنيا است- زاده شده وكمال يافته است. ايران كه به موزه ای بزرگ با اقليمی چهارفصل می ماند، بنيان های بسياری از ضرورت های اساسی زندگی بشر از ديوان سالاری گرفته تا امور كشوری و لشگري، زبان وكتابت تا معماری و هنر،عرفان، موسيقي، نقاشی و شعرتاعلوم وفنون مختلف را پايه گذاری كرده است كه برخی از آن ها هم چنان پا برجاست. به اعتقاد محققان صاحب نام، خاستگاه فنون كشاورزي، فلز كاري، سفال گری و مبانی انديشه های دينی و فلسفي، خط، علم اعداد، نجوم و رياضي، خاور ميانه و خصوصا فلات ايران بوده است.

 

اطلاعات بیش تر

  

Copyright 2004 Iranian Students' Tourism & Traveling Agency (ISTTA)

بهترین حالت نمایش : 768*1024 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بيست و چهارم فروردين 1385ساعت 23:0  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:46  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

مکان ها و آثار تاریخی آذربایجان شرقی

مکان های دیدنی و تاریخی

استان آذربايجان شرقی داراي مكان هاي ديدني و تاريخي با ارزش جهانگردي زيادي است. وضعيت زمين شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ايجاد کوهستان های آتشفشانی سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها، گردنه های متعدد با چشم اندازهای زيبا و ارتفاعاتی چون کيامکی، بزغوش و... شده است. چشمه های آب معدنی رودخانه ها، آبشارها، درياچه ها، تالاب ها، جزاير، بنادر و سدها در شهرستان های مختلف استان از جمله جاذبه های طبيعی به شمار می آيند. سابقه کهن فرهنگی و تاريخی استان باعث ايجاد اماکن تاريخی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مسجد کبود يکی از مسجدهاي قديمی استان است که همه آن ها از مکان های تاريخی و ديدنی به شمار می روند. ديگر بناهای ديدنی استان عبارتند از: ساختمان امام زاده ها، کليساها، بقعه ها، خانقاه ها، خانه ها، عمارت های قديمی مانند عمارت ائل گلی، خانه مشروطيت، بازارها، راسته ها، تيمچه ها که اغلب در سفرنامه سياحان از آن ها نام برده شده است، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند روستای کندوان، قلعه های تاريخی مانند قلعه بابک، پل های تاريخی، گورستان های قديمی، قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که تمامی آن ها جزو مناطق ديدنی استان به شمارمی آيند. اين جاذبه های طبيعی و تاريخی در تمام شهرستان ها ی استان آذربايجان شرقی پراکنده هستند و مجموع آن ها جذابيت خاصی به اين استان بخشيده است. 

 بالا  

صنايع و معادن

صنايع استان آذربايجان شرقي به دو دسته صنعتي و سنتي تقسيم مي شود. اين استان به لحاظ ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، يکی از كانون های مهم صنايع دستی ايران به شمار می آيد. آذربايجان شرقی يكی از قطب های مهم صنعتی كشوراست و استقرار صنايع بزرگی چون ماشين سازی و تراكتور سازی سبب شده است كه اين كانون مهم از اهميت ويژه ای برخوردار شود. تعداد زيادی کارخانه های ماشين سازی در انواع مختلف، پارچه بافی, نساجی و وجود پالايش گاه تبريز به رونق صنايع اين منطقه کمک شاياني کرده اند. درمناطق شهری استان؛ با وجود توسعه صنعتی، بخش خدمات نسبت به ساير بخش ها از رونق بيش تری برخوردار است و در مناطق روستايی استان؛ وجه غالب با بخش كشاورزی و صنايع دستي است. آذربايجان شرقی هم چنين دارای معادن متعددی است كه از آن جمله می توان به معادن شن و ماسه، سنگ های ساختمانی و تزيينی، نمک، خاک نسوز، پوكه، كائولن، زعال سنگ، دياتوميت و پوليت اشاره كرد.  

 بالا  

کشاورزی و دام داری

شرايط آب و هوايی، ويژه گی های خاك و فراوانی آب آذربايجان شرقی را به منطقه ای مناسب و مستعد برای كشاورزی و زراعت تبديل كرده است. در اين سرزمين وسيع، محصولاتی نظير گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی جات، صيفی جات، نباتات صنعتی، محصولات علوفه ای، انواع محصولات باغی، پياز، سيب زمينی و خشك بار به دست می آيد كه برخی از آن ها به خارج از منطقه و كشور نيز صادر می شود. شرايط طبيعی و اقليمی خاص استان و وجود مراتع نسبتا غنی و چمن زارهای سرسبز و خرم، موقعيت مناسبی برای پرورش زنبور عسل و دام پروری فراهم كرده است. از اين رو، اين استان يكی از مناطق مستعد دام پروری ايران نيز به شمار می رود. از سوي ديگر، فعاليت دام داری عشاير منطقه نيز اهميت و موقعيت اقتصاد دامی استان را دو چندان ساخته است. علاوه بر دام داری سنتی، دام داری نيمه صنعتی نيز كه بيش تر در اطراف شهرهای بزرگ، با استفاده از دام های اصيل داير شده، از اهميت خاص در زمينه توليد شير برخوردار است. پرورش طيور نيز به شكل گسترده ای به سه روش صنعتی، نيمه صنعتی و سنتی انجام می شود.  

 بالا  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابيش مشابهی ناميده اند. درفارسی ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسی «‌آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسی كنونی «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يونانی «آتروپاتنه»‌، در بيزانسی «آذربيگانون»، در ارمنی «آتراپاتاكان»، در سريانی «آذربايغان»‌ و در عربی «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستانی آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت های غربی ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتی» در آسيای صغير، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسی» در شرق و «كاسی» ها در حوالی كوه های زاگرس اشاره كرد. بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچك (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قديمی همدان، ری، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتی كه در قرون اوليه اسلامی به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدونی به ايران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود.
در طول دوره‌ حكومت سلوكی ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايرانی در مقابل فرهنگ يونانی شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند. اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساسانی - با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ يكی از مرزبانان را به حكومت آذربايجان می گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن «شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه های ليلان در جنوب خاوري درياچه اروميه گزارش شده است.
پس از فتح آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن برای سكونت به آنجا روی آورده با خريد زمين های وسيع، ‌‌كشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعيت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعايای مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايی در اطراف املاک وسيع خود می كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد. در سال ۱٩٨ هـ. ق بابك خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خليفه عباسی که درخراسان به سر می برد - ؛ قيام کرده قسمت های مهمی از شمال خاري آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادی کاسته شد. بقايای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزديکی کليبر واقع در اين استان هنوز باقی است.
سلسله های ايرانی بعد از اسلام مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از خاور ايران برخاسته حكومت های مستقلی تشكيل دادند، هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال 205 هجری قمری (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه می يابد، حكومت های محلی متعددی قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان(317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله های محلی ديگری در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله می توان از رواديان نام برد. در آغاز قرن پنج هجری (يازدهم ميلادی) ‌تركان «غز» به فرماندهی سلجوقيان، نخست با دسته های كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهی آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجری (1136 ميلادی)‌ آذربايجان به دست «اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزمشاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وی و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند.
با حمله مغولان و ورود هلاكوخان ايلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهی بزرگ وی شد كه از آموی تا شام امتداد داشت. مقرمغولان ابتدا در مراغه بود و سپس به تبريز منتقل شد. به دستور هلاكو در مراغه رصدخانه ای ساخته شد. هم چنين در اطراف خوی، بت خانه ها و معابد بودايی بر پا شد و در تبريز و جاهای ديگر بناهايی به وجود آمد. در زمان غازان، شهر تبريز بزرگ تر شده به يكی از مراكز مهم دنيای آن روز مبدل شد. تجار روم و فرنگ كالاهای خود را به اين شهر می آوردند و بازارهای تبريز در زيبايی و ثروت معروف بود. وزرای عهد مغول از قبيل خواجه رشيد الدين فضل الله همدانی و تاج الدين عليشاه جيلانی بناهای مهمی در تبريز برپا كردند. با ضعف ايلخانان مغول، امرای مستقلی در آذربايجان قدرت يافتند که پايتخت شان تبريز بود (1502- 1378 م، 908 - 780 هـ. ق) و از آن جمله می توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.
با برافتادن حكومت خاندان تركمانان، قره قويونلوها و آق قويونلوها بر تبريز تسلط پيدا كردند. در اين زمان بناهای بسيار زيبايی در تبريز ساخته شد که وصف آن ها در سفرنامه های سياحان اروپايی آن عصر آمده است. پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوی (‌1502 م، ‌907 هـ. ق)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلی و مركز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ های خونين ميان سپاهيان ايران وعثمانی بود. پس از سقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانيان از آذربايجان و يک پارچه کردن ايران، در دشت مغان رسماً تاج گذاری كرد. كريم خان زند در سال 1175 هجری (1755 ميلادی)‌ آذربايجان را از دست خان های محلی كه پس از مرگ نادر شاه قيام کرده بودند، باز پس گرفت اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلی سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجری (1785 ميلادی) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حکومت مرکزی كند. در زمان قاجاريه و به خصوص در زمان سلطنت فتح علی شاه، آذربايجان به علت جنگ های ايران و روس مركز نظامی و شهر تبريز نيز پايتخت دوم ايران شد. عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير او ميرزا عيسی (معروف به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهانی) در آبادانی آذربايجان و مخصوصاً تبريز كوشيدند. جهانگردان اروپايی امنيت و نظم آذربايجان را در دوره عباس ميرزا با امنيت فرنگستان مقايسه كرده اند. از اين پس شهر تبريز، وليعهد نشين قاجاريان شد. پس از انتخاب تهران به عنوان پايتخت سلسله قاجار بناهاي قاجار در اين منطقه باقي ماند و استان آذربايجان شرقي هم چنان آباداني و قدرت خود را حفظ نمود تا اين كه اين استان هم اكنون نيز يكي از آبادترين, مهم ترين و تاثيرگذارترين مناطق ايران به شمار مي آيد.
 

 بالا  

مشخصات جغرافيايي

آذربايجان شرقی در گوشه شمال باختري ايران واقع شده و رود ارس حد شمالی آن را با جمهوری های آذربايجان،ارمنستان و ايالات خود مختار نخجوان مشخص کرده است. رود قطور و آب های درياچه اروميه مرز باختري آن با استان آذربايجان غربی را تشکيل می دهد. درجنوب، كشيده گی رشته كوه ها، دره ها، جلگه ها و دشت ها موجب پيوسته گی توپوگرافيك استان با آذربايجان غربی و زنجان شده است و در خاور نيز دره و رودخانه دره رود، كوه های سبلان، چهل نور و گردنه صايين اين منطقه را از استان اردبيل جدا می كند. مدارهای 45درجه و 5 دقيقه و 36 درجه و 22 دقيقه منتهی اليه باختري و خاوري مختصات جغرافيايی اين استان را مشخص می كنند. آذربايجان شرقی از نظر وسعت يازدهمين استان كشور ايران است كه تقريبا 8/2 درصد از خاك كشور جمهوری اسلامی ايران را در بر می گيرد. آذربايجان شرقي؛ منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است. آذربايجان تا حدودی تحت تاثير جريان های مرطوب دريای مديترانه از سمت باختر و جنوب باختری قرار دارد و توده های هوای سرد سيبری نيز از شمال بر آب و هوای آن اثر می گذارد. با توجه به ويژه گی های اقليمی، اين استان از اواخر ارديبهشت ماه تا پاپان مهر ماه مناسب ترين زمان برای گردش های تابستانی و ساير ماه های سال مناسب گردش های زمستانی است. گردشگراني كه در ماه های بهار و تابستان به منطقه مسافرت می كنند می توانند به نحو مطلوبی از زيبايی های طبيعی و ديدنی های تاريخی و باستانی استان بهره مند شوند.  

 بالا  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بيست و چهارم فروردين 1385ساعت 23:35  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید

استان آذربايجان شرقی به لحاظ طبيعی و تاريخی ازمناطق پررونق و با اهميت ايران بوده و همواره از نظر سياسي, فرهنگي و اقتصادي نقش موثر و ارزشمندي را درايران ايفا كرده است. شرايط آب و هوايی و فراوانی آب؛ آذربايجان شرقی را به منطقه ای مناسب و مستعد برای كشاورزی و زراعت تبديل كرده و روحيه خستگي ناپذير و پرتلاش مردم؛ صنعت وبازرگاني اين خطه را رونق داده است. وضعيت خاص زمين شناسی و توپوگرافی منطقه؛ باعث به وجود آمدن کوهستان های آتشفشانی سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها و گردنه های متعدد شده كه هر يك با چشم اندازهای زيبا و ارتفاعاتی چون کيامکی و بزغوش جاذب دوست داران و علاقه مندان طبيعت است. سابقه کهن فرهنگی و تاريخی استان آذربايجان شرقي؛ سبب به وجود آمدن آثار تاريخي از باستان تا معاصر در تمام دسته بندي هاي تاريخي, معماري, فرهنگي و اجتماعي شده و درمجموع اين منطقه را به يكي از ديدني ترين استان هاي ايران تبديل نموده است. آذربايجان شرقي در زمينه هاي بازرگاني, كشاورزي, صنعتي و دام داري از رونق بالايي برخوردار بوده و از نظر جاذبه هاي اجتماعي چون: جلوه هاي زندگي عشايري, جشن ها و آيين هاي محلي, غذاها و آداب و رسوم سنتي, جاذبه هاي فرهنگي چون: موسيقي خاص و منحصر به فرد, صنايع دستي هنرمندانه و كم نظير و لباس هاي محلي بسيار زيبا, ديدني و جذاب است. شهر تبريز كه يكي از مهم ترين و با اهميت ترين شهرهاي ايران در همه زمينه هاست, به عنوان مركز اين استان؛ اهميت آن را چندين برابر نموده و جاذبه هاي گردشگري زيادي را در خود جاي داده است.

 اطلاعات بیش تر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بيست و چهارم فروردين 1385ساعت 23:33  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید

 

 

صفحه اصلي | اخبار | اعضاء | كتاب، پايان نامه و مقاله | واژه نامه | منابع و مآخذ | سایت های مرتبط | درباره ما |  تماس با ما

 

Persian  |  English  |  Arabic

ميلاد با سعادت خاتم انبياء حضرت محمد مصطفي(ص)و آغاز هفته‌ي وحدت بر همه‌ي مسلمانان جهان مبارك باد

  » ایران

 مشخصات جغرافیایی | وجه تسمیه و پیشینه تاریخی | مكان هاي ديدني و تاريخي | كشاورزي و دام داري | صنايع و معادن
 

مکان های دیدنی و تاریخی

تنوع جغرافيايي، تاريخ کهن و فرهنگ غني ايرانيان با همه فراز و نشيب هاي تاريخي خود، به قدري در طبيعت، شهرهاي قديمي، آثار باستاني و بناهاي تاريخي نمود دارد که ايران را از نظر جاذبه هاي تاريخي، طبيعي و توريستي دررديف ممتازترين کشورهاي جهان در آورده است. ايران آميزه اي از ميراث هاي فرهنگي باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه اي به قدمت آغاز تاريخ تمدن و فرهنگ انسان دارد. آثار تاريخي بازمانده از دوره هاي مختلف زندگي انسان در فلات ايران در كنار چشم اندازهاي طبيعي متنوع كرانه اي، كوهستاني، بياباني و كويري همراه و هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراث هاي مذهبي و فرهنگي، مجموعه اي از انگيزه هاي گوناگون براي ديدار از ايران فراهم مي سازد.
چشمه سارهاي زلال، باغ هاي متعدد ميوه و گل، كوچ كاروان هاي عشاير در فصل هاي گوناگون، شب هاي پرستاره، پستي ها و بلندي هاي پايان ناپذير، آتشفشان هاي خاموش و پوشيده از برف، جنگل هاي انبوه شمال و غرب، رشته كوه هاي البرز، غارهاي كم نظير، كرانه هاي درياي مازندران، تفريح هاي آبي روي خليج فارس، جزاير زيباي حاشيه خليج فارس، كويرهاي منحصر به فرد، رودخانه هاي خروشان و با طراوت، آبشارهاي طبيعي، درياچه هاي گوناگون، تالاب ها، هامون ها و... تنها بخشي ازچشم اندازهاي طبيعي كشورايران هستند. چهارفصل بودن ايران از منحصر به فردترين ويژگي هاي طبيعي اين كشور است. در اين كشور در يك زمان و در حالي كه در سواحل جنوبي مي توان به ورزش شنا و اسكي روي آب پرداخت در همان زمان در كوهستان هاي شمال غرب؛ بايد از پوشش خاص زمستاني استفاده كرد وبه اسكي روي برف پرداخت. دراين كشور هم زمان كه كرانه هاي ساحلي شمال از هواي دل پذير بهاري برخوردارند؛ كوهستان هاي مركزي چهره اي پاييزي، سواحل جنوبي چهره اي تابستاني و كوهستان هاي شمال غرب چهره اي كاملا زمستاني دارند و درهمين زمان شدت گرما در كويرهاي فلات مركزي ايران انسان را مي آزارد. جاذبه هاي طبيعي ايران از غناي منحصر به فردي برخوردار است كه جز با ديدن اين جاذبه ها حق مطلب ادا نمي شود. ايران از معدود كشورهاي جهان است كه از نظر طبيعي؛ جاذبه هاي كوهستاني، جنگلي، ساحلي، كويري و تپه ماهوري را يك جا به نمايش گذاشته است و به موزه اي طبيعي و چهار فصل تبديل شده است.
موجوديت تاريخي ايران نيز سبب شده که اين خطه از زمين؛ يادگارهاي با ارزشي از دوره هاي مختلف تاريخي دردل خود داشته باشد. وجود بيش از يك ميليون اثر تاريخي و باستاني در اين كشور گواه غير قابل انكاري براي شايستگي عنوان ” ايران موزه هميشه زنده دنيا” است. مسجدهاي قديمي با ارزش معماري فوق العاده، کاخ هاي تاريخي با معماري بي نظير، آتشکده هاي باستاني، باغ هاي باشکوه، کاروان سراهاي تاريخي، خانه ها و عمارت هاي قديمي با معماري خاص کوير با بادگيرهاي منحصر به فرد، معماري كوهستاني و ساحلي، پل هاي تاريخي با ساختي کم نظيرهمراه با ديدني ترين بازارهاي شرق؛ تنها قسمتي از ديدني هاي تاريخي كشور ايران هستند که در قسمت هاي مختلف كشور پراکنده شده و نظرفرهنگ دوستان و جهان گردان را به خود جلب نموده است. مجموع آثارطبيعي و تاريخي ياد شده به همراه مردمي خونگرم, مهربان و ميهمان نواز، ايران را در شمار ديدني ترين مناطق گردشگري جهان قرار داده است.
 

 بالا  

صنايع و معادن

هرچند ايران به عنوان كشوري متكي بر كشاورزي شناخته شده است، ولي تاريخ ايران حكايت از جلوه گري ذوق و استعداد سرشار ايرانيان درهنر و صنعت دارد. صنعت ايران يكي از بزرگ ترين سرمايه هاي اين سرزمين است؛ زيرا علاوه برمنفعت هاي اقتصادي در هر دوره براي ايران دوستاني به وجود آورده و سبب شده امروزه تقريبا تمدني نباشد كه مجموعه اي از صنايع ايران را به يادگار نداشته باشد. تاريخ صنايع، پيوستگي غيرقابل انکاري با تاريخ تمدن ايران دارد. باستان شناسان در تحقيقات خود به وجود افرادي اشاره مي كنند كه در عصر حجر ميانه دركوهستان هاي بختياري مي زيستند و شيوه هاي ساخت ظروف سفالين را مي دانستند. اين مدارگ گوياي اين است كه از جهات متعددي تمدن ايران نيم قرن از تمدن مصر و بيش از هزار سال از تمدن هند جلوتر بوده است.
يكي از بزرگ ترين خدمات ايران به تمدن دنيا از راه صنعت بوده است. مسلم است كه ستون هاي عظيم تخت جمشيد قبل از ساختمان هاي كلاسيك يونان ساخته شده و سبك ساختن ظروف سفالي مغرب ايران در تمام ممالك شرقي مديترانه مورد توجه وتقليد بوده است. چيني سازي و سفالگري ايران نيز يكي از هنرهاي قديمي ايراني است. در دوران ماقبل تاريخ، ايرانيان انواع و اقسام ظروف و كوزه هاي سفالي را مي ساختند. اولين كوزه سفالي در حدود 2 الي 3 هزار سال قبل در ايران ساخته شده و طبق اسناد موجود حتي پيش از آن در ايران اقسام ظروف و كوزه هاي سفالي با نقش هاي زيبا و عالي ساخته مي شد و از ابتداي تاريخ يعني سلطنت مادها و هخامنشيان آثاري از صنايع حجاري و معماري ايران باقي مانده كه اغلب از ابداعات ايراني ها است.
موقعيت جغرافيايي خاص ايران به عنوان دروازه شرق و غرب و عبورراه هاي ابريشم و ادويه از ايران و هم چنين وجود منابع اوليه مورد نياز در صنايع، از سويي و موقعيت سياسي و امنيت موجود در اين سرزمين به اضافه هوش، قدرت ابداع و ذكاوت ايراني از سوي ديگر از مهم ترين دلايل رونق و تنوع صنايع در ايران بوده است. در هر حال به مرور تحولاتي در شيوه ساخت برخي از صنايع صورت گرفت و برخي از آن ها تغيير ماهيت داده و از دستي به ماشيني تبديل شدند. امروزه صنايع ايران به دو دسته مشخص ماشيني و دستي تقسيم مي شوند البته برخي ديگر از صنايع ايران هنوز با گذشت سال ها به صورت دستي تهيه مي شوند.
صنايع دستي مظهرهنر، ذوق، سليقه خاص و نمونه مهارت ايرانيان در تجسم انديشه هاي ظريف و بديع خود است. به گواه تاريخ صنايع ايران رابطه غير قابل انكاري با امنيت و صلح كشور داشته به طوري كه بيش ترين آثار هنري – صنعتي ارزش مند به جاي مانده از اعصار گذشته متعلق به دوره هاي هخامنشي، ساساني و صفويه بوده است.
هنر صنايع دستي در ايران از هزاران سال پيش آغاز شده و با اين كه در دوره هاي مختلف تاريخي با فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده ولي هيچ گاه به کلي از بين نرفته و همواره سهم عمده اي دراشتغال و توليد داشته است. توليد انواع بافته هاي داري (شامل قالي بافي، گليم بافي، جاجيم بافي، گبه بافي، ورني بافي و ...) صنايع چوبي (شامل خاتم سازي، منبت کاري ، مشبک کاري ، خراطي، نازک کاري چوب و ساخت مصنوعات چوبي) صنايع فلزي (شامل نقره سازي، معرق کاري روي فلز، طلاکوبي روي فولاد، چاقوسازي، قفل سازي ، قلم زني روي فلزات ) رودوزي ها ( شامل سوزن دوزي، گلابتون دوزي، ترمه دوزي و... ) صنايع کوره اي ( شامل سفال سازي، کاشي سازي، آجر سازي و... ) صنايع شيشه اي ( شامل مرصع کاري روي شيشه، ساخت انواع شيشه هاي تزييني و کاربردي و ...) بافته هاي حصيري (شامل زنبيل بافي، حصير بافي، بامبو بافي و ... ) صنايع رنگرزي و چاپ هاي سنتي ( شامل باتيک و قلم کار سازي و....) صنايع نساجي سنتي ( شامل پارچه بافي، ابريشم بافي، حرير بافي، زري بافي، دارايي بافي، مخمل بافي و...) صنايع بافتني ( شامل بافت انواع لباس، عبابافي، حوله بافي، قلاب بافي، بافت اشياء تزييني و... ) صنايع حکاکي ( شامل سنگ تراشي، حکاکي روي سنگ و....) صنايع نگارگري و طراحي سنتي ( مينيياتور، تذهيب، نقاشي روي چرم و ....) صنايع کاغذ سازي ( شامل صحافي، پاپيه ماشه، قلمدان سازي و ....) صنايع چرم سازي ( فرآورده هاي پوستي و چرم، کيف سازي، کفش دوزي و ... ) در تمام نقاط ايران از گذشته هاي دور تا کنون رواج داشته و روحيه سازنده هنرمند خود را به خوبي به نمايش مي گذارد.
تاريخچه صنايع ماشيني ايران به تشكيل اولين كارخانه هاي صنعتي ايران در دوره قاجاريه بازمي گردد. نخستين كارخانه هاي ايران مانند كارخانه هاي پارچه بافي، شكرپزي، چيني و بلورسازي، كاغذسازي، چدن ريزي، فلزكاري و ديگر صنايع كوچك، براي نخستين بار در دوره قاجاره و به اهتمام اميركبير گشايش يافتند. كارخانه هاي نساجي، كبريت سازي، چوب بري، بافندگي و صابون سازي نيز بعدها در ايران راه اندازي شدند. در دوره معاصر نيز صنايعي چون لاستيك، معدن، دارو، الكتريكي، فلزي، تصفيه روغن موتور، وسايل حمل و نقل، كارهاي ساختماني، پتروشيمي و مواد غذايي كه غالبا مونتاژ هستند؛ راه اندازي شد. صنايع نساجي، پوشاك و چرم، صنايع چوب و كاغذ(سلولزي)، صنايع شيميايي، نفت، پلاستيك، زغال سنگ ولاستيك، صنايع دارويي و بهداشتي، صنايع برق و الكترونيك، صنايع دخاني، صنايع فلزي، صنايع ماشين آلات و تجهيزات و ابزار، صنايع ريخته گري، آهنگري، نورد و ديگر صنايع متفرقه كه هر يك ده ها محصول دارند، از جمله صنايع فعال در كشورهستند. صنايع پتروشيمي نيز(تبديل هيدروكربن هاي موجود درنفت خام يا گاز طبيعي به محصولات شيميايي) امروزه بخش قابل توجهي از صنعت كشور را به خود اختصاص داده است. در مجموع كارخانه هاي بزرگ و کوچک در تمام رشته هاي صنعتي و همه نقاط ايران وجود دارند و به يک زمينه مهم فعاليت ملي تبديل شده است.
ايران از نظر دارا بودن انواع مواد معدني از تنوع بسيار زيادي برخوردار است. شناخت منابع كان ساري و مواد اوليه در كشورما قدمتي نسبتا طولاني دارد. نفت، فلزات رنگين، سنگ صابون (كلريت و استاتيت )، سنگ هاي قيمتي مانند فيروزه نيشابور، از دوره هاي باستان درايران مورد بهره برداري قرار مي گرفتند. دولت ايران بعد از سال هاي 1300 در پي برنامه ريزي هاي اساسي جهت استخراج معدن و بهره برداري ازآن ها بوده است. انواع معادن ايران به منابع كان ساري، فلزي و غير فلزي تقسيم مي شوند. زغال سنگ، آهن، سرب، آلومينيوم، روي، طلا، مس، كروميت و منگنز از با اهميت ترين معادن فلزي و شن و ماسه، سنگ هاي تزييني، سنگ گچ، سنگ هاي لاشه ساختماني و سنگ آهك از جمله معادن كاني هاي غير فلزي ايران به شمار مي آيند كه به فراواني در نقاط مختلف كشور وجود دارند. نفت و گاز نيز از جمله مهم ترين و حياتي ترين منابع معدني كشور به شمار مي آيند. ويژه گي هاي خاص زمين شناسي ايران اصلي ترين دليل کثرت و تنوع معادن و منابع زيرزميني است.
 

 بالا  

کشاورزی و دام داری

گفته مي شود ايرانيان اولين كشاورزان جهان بوده اند. شواهد غير مستقيمي وجود دارد كه ثابت مي كند دراوايل هزاره چهارم و پنجم پيش از ميلاد اهالي فلات ايران كشاورزان واقعي بوده اند. معلومات كشاورزي اين مردمان از طريق درياي خزر به دره سند و ماورالنهر و بين النهرين منتقل شده است. کشاورزي در ايران از دوران نوسنگي و عصر آهن تا حال حاضر رواج داشته و در دوره هاي مختلف تاريخي ايران فراز و نشيب هاي بسياري را پشت سر گذاشته است. قديمي ترين مرحله زندگي بشر در ايران، تمدن مخصوص و مشخص عصرحجرميانه است كه حدود 10000 تا 12000 سال با آن فاصله داريم و مدارک مربوط به آن توسط محققان درغار مسكوني ‹‹هوتو›› درگوشه‌ جنوب شرقي درياچه مازندران كشف شده و حكايت گر آن است كه حدود شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح؛ كشت غلات، مخصوصا گندم و جو در ايران مرسوم بوده و محصولات زراعي به وسيله داسي كه از سنگ چخماق ساخته شده و لبه اي دندانه دار و مضرس داشته؛ برداشت مي شده است. فلات دامنه هاي زاگرس مناطقي هستند که در آن جا به احتمال فراوان براي اولين بار گياهان و حيوانات اهلي شده و کانون هاي اوليه کشاورزي بنيان گرفته اند. امروزه ايران علاوه بر گستردگي زمين هاي مستعد كشاورزي از مزيت تنوع آب و هوايي بسيار برخوردار است، ولي كمبود نزولات آسماني و توزيع نامناسب آن، محدوديت منابع آب و ناهمواري ها،استفاده كامل از زمين هاي قابل كشت را ناممكن ساخته است. به طور كلي، نزديک به 31 درصد خاک ايران، يعني حدود 51 ميليون هكتار داراي استعداد خوب و گاه متوسط كشاورزي است. هنوز 64 درصد منابع خاک داراي استعداد كشاورزي، بالغ بر 33 ميليون هكتار براي توليد به كار گرفته نشده است. سرزمين ايران از مراتع بزرگ و ارزنده اي برخوردار است که در نواحي شمالي، شمال شرقي و غربي کشور پراکنده شده اند. دام داري نيز همگام با کشاورزي در تمام دوره هاي تاريخي و در همه نقاط ايران رواج داشته و از اركان اقتصادي به شمار مي آيد. 

 بالا  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

ايران در زبان اوستايي به صورت «ائيريه» ((airya درفارسي باستان« اريه» ((Ariya و درسانسكريت «آريه» آمده است. اين واژه در اوستا هم نام قوم ايراني است و هم به معني شريف،نجيب،نژاده واصيل است. واژه اوستايي «ائيره» درزبان پارتي به آريان(Aryan) و در پهلوي ساساني به اران(eran) تبديل شده است كه تركيبي است از «ار» و پسوند آن كه علامت نسبت است و ايران يعني منسوب به قوم «ار» و نجيب زادگان. همين واژه به صورت «انيران» (aneran) در پهلوي به معني غير ايراني،غريبه و خارجي مركب از an به معناي «اران»(eran) به معني «ايراني» است. درزمان ساسانيان سرزمين ايران به نام «ايرانشهر» شهرت داشته و «ايرانشهري» به معني ايراني است.
تاريخ ايران به دو دوره پيش از اسلام كه به ايران باستان موسوم است و پس از اسلام كه از حكومت امويان تا زمان حاضر را در برمي گيرد؛ تقسيم شده است. تاريخ ايران باستان شامل تاريخ اين سرزمين از روزگار قديم تا سال 31 هجري قمري (652ميلادي) يعني سال كشته شدن يزدگرد سوم ساساني و انقراض سلسله ساسانيان است. شاهنامه فردوسي مهم ترين كتاب باستاني قلمداد مي شود كه در بر گيرنده تاريخ اساطيري اين سرزمين است. دراين اثر بزرگ به ترتيب از پيشداديان، كيانيان، اشكانيان وساسانيان سخن به ميان آمده است. پيشداديان كه اولين فرمان روايان ايران به شمارمي آيند، نخستين بنيان گذاران قوانين، سنن، فنون و شيوه هاي كار و زندگي، فرهنگ، سياست، اقتصاد واجتماع بوده اند.كيومرث نخستين كس از پيشداديان و نخستين شهريارمحسوب مي شود. از كيومرث تا منوچهر فرمانروايان تاريخ جهاني هستند و هريک از پيشداديان بنايي نو نهاده و امكانات و فنون تازه اي براي انسان ها فراهم آورده اند. به طوري كه همه آن چه انسان ها در تاريخ دارا بوده وبه كار بسته اند؛ حاصل عصر پيشدادي قلمداد مي شد و هر چيزي پيشينه اي از عصر پيشداديان داشت.
هوشنگ كاشف آتش، واضع آهنگري و بنيان گذارجشن سده است. تهمورث تعليم دهنده بهره گيري از حيوانات و توسعه دهنده كتابت شناخته مي شد. جمشيد فن ساختن پارچه و بنا كردن خانه را به انسان ها آموخت و عيد نوروز را بنا نهاد. عصر طلايي جمشيد با گناه كار شدن او به پايان رسيد و ضحاک ستمگر بر جهان چيره شد. ستمگري ضحاک موجب قيام كاوه آهنگر شد. وي كه «درفش كاويان» را برپا كرد فريدون را به پادشاهي برداشت. فريدون جهان را ميان سه پسر خود تقسيم كرد. به اين ترتيب كه مشرق را به تور،مغرب را به سلم و ميانه جهان را به ايرج داد. سرزمين متعلق به ايرج را به نام او كه در زبان هاي باستاني «ائيريه» است،ايران ناميدند و ساكنان آن را ايراني خواندند اما چون برادران بر ملک و مقام ايرج حسد بردند او را به قتل رساندند. لذا پس از آن جنگ هاي ايران با توران و روم آغاز شد. ديگر دوره جهاني تاريخ ايران به پايان رسيده و عصر تاريخ ملي فرارسيده بود. منوچهر با كمک پهلوانان، ايران را از دست دشمنان مصون داشت. در اين دوران پهلوانان به خصوص خاندان سام مقام و موقعيتي خاص يافتند. پهلوانان ازاين پس نقش مهمي در تاريخ حماسي ايران دارند.
سام، زال، رستم و ديگر پهلوانان در برابر دشمنان ايستادگي مي كنند و در پايان اين دوران «كوي ها» در تاريخ پديدارمي شوند و عصر پيشداديان پايان مي پذيرد وپس از آن دوره كيانيان فرا مي رسد. كيانيان تا زمان غلبه اسكندر بر ايران فرمان راندند. جنگ هاي ايران و توران اخبار اصلي اين دوره است كه طي آن پهلوانان هنرنمايي بسيارمي كنند. داستان هاي شورانگيزرستم و سهراب وسوگ سياووش مربوط به دوره كياني است. اعمال پهلواني رستم،اسفنديار،گودرز، گيو، طوس... مربوط به اين دوران است. شاهان كياني از جلوه گري سياسي بيش تري برخوردار بوده اند. در پايان اين جدال ها سرانجام ايرانيان پيروز شدند ولي هجوم دشمن از قلمرو «سلم» در مغرب يعني اسكندر به عصر كيانيان پايان داد.
بر اساس آثار به دست آمده تمدن هاي پيش از آريايي ها مانند تمدن سيلک در كاشان، تپه حصار دامغان، شهداد كرمان، شهرسوخته زابل با تمدن هايي كه در همسايگي ايران قرار داشته روابط تجاري و سياسي داشته اند. ايلامي ها كه قلمرو آن ها خوزستان و كوه هاي جنوب غرب ايران مي شده ازمهم ترين اقوام قبل از آريايي ها هستند. در اين دوره نخستين شهرهاي بزرگ ظهور يافته اند. اين تمدن به دليل دارا بودن خط اهميت ويژه اي در تاريخ تمدن ايران دارد. خط ميخي ايلامي احتمالا نخستين خطي است كه در ايران رواج يافته و حتي پس از انقراض ايلام نيز استفاده از اين خط رايج بوده است. ايلام وقتي با آريايي ها همسايه شد به سبب تقدم تمدني در فرهنگ و تمدن آريايي تاثير ژرفي برجاي گذاشت. آشورهمسايه غربي ايلام بود كه سبب انهدام تمدن ايلام شد و پارس ها كه در مجاورت ايلام در نواحي كوهستاني غرب فارس (انزان) به سر مي بردند،دستاوردهاي تمدن ايلام را ازآن خود نمودند.
آريايي ها دسته اي از اقوام سفيد پوست بودند كه مسكن اوليه آن ها استپ هاي اوراسيا بوده است. اين اقوام به دليل افزايش سرما و كمبود چراگاه مجبور به مهاجرت شدند. دسته اي به مغرب اروپا رفتند كه بعدها ملل يونان و روم را ساختند. دسته اي به سمت جنوب حركت كردند و چون مقصد اصلي آن ها ايران و هند بود به آن ها اقوام « هند و ايراني» نام داده اند. آن دسته ازاين قوم كه در ايران ماندند، خود را «آريايي» به معناي آزاده، نجيب و شريف مي ناميدند.
آريايي ها سواركاراني ماهر بودند وشرايط مساعد فلات ايران به آنان امكان ادامه سازمان اجتماعي و شيوه معيشتي را داد. هم چنين اختلاط با اقوام بومي و آشنايي با كشاورزي در زمان هاي دورتر آن ها را كم كم به جوامعي يک جا نشين و كشاورز تبديل كرد. اساس زندگي اجتماعي ايرانيان بر خانواده بود. چند خانواده يک گروه خويشاوند يا عشيره را تشكيل مي دادند كه به سرزمين محل سكونت آنان دهيو (كشور) مي گفتند. به اين ترتيب جوامع و قلمرو بزرگ آريايي ها در ايران شكل گرفت. گروه قبايل ماد در شمال غربي گروه قبايل پارس در جنوب و گروه قبايل پارت در شمال شرقي ايران مستقر شدند. كوهستان هاي غربي ايران محل سكونت مادها بود و در مجاورت بين النهرين قرار گرفته بود. فرمانرواي ماد (ديااكو) دژ هگمتانه را جهت انسجام به مديريت و قدرت خود ساخت. اوج قدرت اين حكومت در زمان هوخشتره نوه ديااكو و سومين پادشاه مادها بود كه توانست سكاها و آشوريان را شكست دهد. «آژي دهاک» آخرين فرمانرواي مادها بود كه نتوانست قدرت را حفظ كند و كوروش هخامنشي با سرنگون كردن او حكومت را به دست گرفت.
دولت كوروش به نام جدش هخامنش نام گرفت و درآن مادها متحد پارس ها شدند و ايلامي ها نيز به دليل دارا بودن خط و كتابت صاحب مقام و موقعيتي شدند. داريوش ازعمو زادگان كوروش بود كه پس از مرگ كمبوجيه پسر كوروش قدرت را به دست گرفت و مخالفان را سركوب كرد. او حكومت هخامنشي را تثبيت كرد و با ابلاغ قوانين واحد، ايجاد نظام اداري متمركز، سازماندهي جديد ارتش، تنظيم امورمالي و... پايه هاي اين حكومت را تحكيم كرد. شهرهاي پارسه (تخت جمشيد) محلي براي برگزاري جشن نوروز- اكباتان (همدان) پايتخت تابستاني- شوش ـ پايتخت زمستاني و بابل به عنوان وليعهد نشين از رونق خاصي برخوردارشدند. هخامنشي ها با استفاده از فرهنگ هاي ملل متعددي كه به اطاعت از آن ها گردن نهاده بودند تمدني تركيبي با عالي ترين نمودها به وجود آوردند. اين تركيب را درهنر و معماري مي توان در تخت جمشيد ديد.
هخامنشيان در اداره كشور از تجربيات ايلامي ها و آرامي ها استفاده كردند. آنان از خط ايلامي خط ميخي پارسي باستان را ساختند و از ستاره شناسي و طب بابلي، دريانوردي فنيقي، معماري اورارتويي و... استفاده هاي زيادي كردند كه بر روي هم موجب شكوه و اقتدار دولت هخامنشي شد. ضرب سكه طلايي دريک، تشكيل واحدهاي جديد ارتش از ملل تابعه، تاسيس و توسعه نيروي دريايي،ايجاد خطوط ارتباطي و چاپار و اقداماتي از اين قبيل برنظم و تمشيت امور افزود و در مجموع دوراني در تاريخ ايران به وجود آورد كه مهم ترين دولت تاريخ جهان آن روزگار محسوب مي شد.
جنگ هاي ايران و يونان از مهم ترين حوادث اين دوره است كه در آن گاهي ايران و گاهي يونان به پيروزي مي رسيد. اين جنگ ها نخستين عرصه ناكامي دولت هخامنشي بود. دولت هخامنشي پول و ابزارهاي سياسي بسياري براي تنبيه دولت يونان در نظر گرفت. هرچند اين روش موثرواقع شد و برخي دولت شهرهاي يونان مطيع ايران شدند ولي سرانجام دولت هخامنشي به عقد پيمان صلح با يوناني ها رضايت داد. در زمان داريوش سوم اسكندر با سپاهيان يوناني و مقدوني خود به سرعت آسياي صغير را متصرف شد و سپس در جنگي به سال 331 قبل از ميلاد داريوش سوم هخامنشي را شكست داد و اين دولت مقتدر سقوط كرد. اسكندر پس از فروپاشيدن دولت هخامنشي تصميم گرفت با بهره گيري از ميراث و قلمرو هخامنشيان در مشرق بماند و دولتي براي خود برپا كند ولي پس از درگذشت او متصرفاتش بين سردارانش تقسيم شد و ايران به سلوكوس رسيد و وي كه وسيع ترين بخش متصرفات اسكندر را تصرف كرده بود دولت سلوكيان را در ايران بنا نهاد. در اين زمان حكومت خاندان هاي بزرگ ايراني در پارس و پارت و ديگر نواحي به رسميت شناخته شد و عملا فرهنگ و تمدن ايراني از صدمات خارجي مصون ماند و از سوي ديگر تجارت در مسير جاده ابريشم توسعه يافت. سلوكيان پايتخت خويش را در سلوكيه در مجاورت بابل قرار دادند و در حالي كه نواحي شرقي و مركزي ايران را از دست دادند، سعي در نگه داري ديگر متصرفات خود داشتند. ايالت پارت بيش از همه از دست سلوكيان خارج شد و هشتاد سال پس از اسكندر سلوكيان زير فشار پارت ها از ايران رفته و در آن سوي دجله حاكميت داشتند. در اين دوره هشتاد ساله تاثيرات فرهنگي محدودي برغرب ايران به جا گذاشتند و در پي قدرت يافتن اشكانيان و نيز طلوع دولت رومي ها, سلوكيان نيز از صحنه تاريخ كنار رفتند.
اشک اول؛ فرمان رواي پارت ها در سال 245 قبل از ميلاد قيام بزرگي را عليه سلوكي ها بر پا كرد ولي اين لشكر كشي به نتيجه اي نرسيد و اشک اول نتوانست دولتي مستقل كه از آن پس اشكاني ناميده شد، بنيان گذاري كند. آنان در مراحل بعدي پيروز شدند و پايتخت سلوكيه را به مدت يك صد سال تصرف كردند. سلوكيان در شام پايتخت خود را انطاكيه قرار دادند و پس از چندي به دست رومي ها منقرض شدند. دولت اشكاني حدود 476 سال حكومت كرد و به اين ترتيب طولاني ترين دولتي است كه در تاريخ ايران حكومت كرده است.
تشكيل مجلس مهستان از مهم ترين دستاوردهاي داخلي دولت اشكاني بود. درزمان پادشاهي فرهاد چهارم (از شاهان اشكاني) كه معاصر با اگوست، امپراتورروم بود؛ حضرت مسيح (ع) ظهور كرد و ده ها سال بعد مسيحيت در آسياي غربي گسترش يافت. آيين بودا نيز در مرزهاي شرقي اشكانيان گسترش يافت. در شرايطي كه آيين هاي مختلف از جمله مسيحي و مهرپرستي و بودايي در ايران دوره اشكاني گسترش مي يافت،آيين زرتشتي نيز حضور داشت.
از آن جا كه اشكانيان از «پهلو» در شمال شرقي ايران برخاستند به «پهلوي» نيز موسوم هستند و زبان فارسي رايج در آن دوره را فارسي ميانه مي نامند. زبان فارسي ميانه در دوره ساساني نيز دوام يافت و لذا آن را به پهلوي اشكاني و پهلوي ساساني تقسيم مي كنند. شكل گيري حماسه هاي ملي ايران كه در شاهنامه فردوسي منعكس شده را مربوط به دوره اشكاني مي دانند. اشكانيان در پايان سال هاي حكومتي خود با نارضايتي دو گروه بزرگ رو به رو شدند. يكي طبقه سواره نظام كه ازناتواني اشكانيان در برابر رومي ها ناخشنود بودند و ديگري مريدان زرتشتي كه در شرايط گسترش ديگر اديان،موقعيت دين زرتشت را نامناسب مي ديدند. كسي كه مي توانست اين دو گروه را به يك ديگر نزديک ساخته و براي سرنگوني اشكانيان اقدام كند، اردشير پسر بابک پسر ساسان بود. ساسان موبد معبد آناهيتاي پارس بود و با بک پسرش فرمان روايي پارس را داشته است.
فرمان روايان پارس هيچ گاه به درستي از شاهان اشكاني اطاعت نمي كردند. اردشير كه سخت با اشكانيان دشمني مي ورزيد پس از به قدرت رسيدن دست به قيام زد و پس از فايق آمدن براردوان پنجم توانست سلسله ساساني را تاسيس كند. در اين راه موبدان از مهم ترين متحدان اردشير بودند. اردشير به امور آتشكده ها نظم و انتظام بخشيد و توانست در سراسر قلمرو خود وحدت ديني ميان زرتشتيان برقرار سازد. او نظام ملوک الطوايفي را برانداخت و نظام متمركز اداري پرقدرتي ايجاد كرد كه در آن روساي خانه هاي بزرگ صاحب منصب و مقامات عاليه شدند و اشرافيت با قدرت تمام به حيات خود ادامه داد. در زمان شاپوراول وحدت اداري و ارتش مقتدر اين امكان را داد كه رومي ها درهم شكنند اما وحدت ديني با مشكلي اساسي روبه رو شد و آن ظهورماني و آوردن دين جديد (تركيبي از زرتشتي گري و مسيحيت) بود. دراين دوره با ياري يكي از بزرگان ديني زرتشت به نام «كريتر» دين زرتشتي رسمي اعلام شد و آيين زرتشتي مبناي عمل ساساني قرار گرفت و ديگر اديان ممنوع شدند. حكومت بر ايران دست به دست پادشاهان ساساني سرانجام به خسروپرويز رسيد. وي در طي حكومت خود با بهرام چوبين درگيري هاي جدي داشت و سرانجام وقتي بهرام چوبين به قتل رسيد به كمک دولت روم به سلطنت ايران بازگشت. با قتل امپراتور روم كه پدرزن خسرو پرويز بود ايران به روم لشگركشي كرد و فتوحات زيادي به دست آورد.
با سامان يافتن اوضاع روم به دست هراكليوس اين امپراتوري به ايران لشكر كشي كرد و پيروز شد. شورش بزرگان ساساني موجب عزل و قتل خسرو پرويز و پادشاهي فرزندش؛ شيرويه شد. اين زمان مصادف با استقراراسلام در مدينه بود. يزدگرد سوم، نوه خسرو پرويز آخرين پادشاه سلسله ساساني توفيقي در حفظ حكومت نداشت و نظام ساساني كه مبني بر طبقات و استثمار مردم بود از درون با مشكلات فراواني روبه رو بود و اين در حالي بود كه دين مبين اسلام با پيام آسماني و حيات بخش خود به مرزهاي ساسانيان رسيده بود.
سپاه اسلام به رهبري سعد بن ابي وقاص دربرابررستم بن فرخزاد فرماندهي كل قواي ايران در قادسيه صف آرايي كرد و نبرد معروف و بزرگ قادسيه آغاز شد و در پايان روز چهارم نبرد؛ درحالي كه سپاه ساساني انگيزه اي براي جنگ نداشت و سپاه اسلام با انگيزه كافي مي جنگيدند، رستم فرخزاد به طرز مرموزي كشته شد و سپاه ساساني درهم شكست. با پيش روي سپاهيان مسلمان به سمت ايران در حدود همدان و خوزستان يزدگرد سوم در نهاوند به مقابله با ايشان پرداخت و جنگ نهاوند در اين منطقه رخ داد. يزدگرد دراين نبرد شكست خورد و به سمت شرق ايران گريخت و درآن جا مورد بي مهري قرارگرفته و براي خواب شبانه به آسياباني پناه برد و آسيابان، پادشاه ساساني را درخواب كشت و دفتر نظام ساساني را براي هميشه فرو بست. بنابراين در پي تهاجم اعراب مسلمان به دولت ساساني در سال 31 هجري قمري ( 652 ميلادي) ودر پي مرگ يزدگرد سوم؛ سلسله پادشاهي ساساني سقوط كرد و با سقوط اين دولت تاريخ ايران باستان نيز پايان يافت.
قتل يزدگرد سوم مقارن با روزگار خلافت عثمان بود. پس از تسلط اعراب بر ايران حكومت امويان پا گرفته بود. در اين زمان به دليل علاقه جامعه ايراني نسبت به خاندان علي (ع) همواره سخت گيري هاي گسترده اي نسبت به نومسلمانان ايراني اعمال مي شد. اين رفتار خشونت بارامويان، خشم مردم ايران را نسبت به اين خلافت افزون مي كرد و عباسيان را به در اختيار گرفتن حكومت ترغيب مي كرد.
عباسيان با وقوف كامل بر گرايش موالي ايراني به خاندان رسول اكرم (ص) و نفرت ازامويان به جاي طرح نام پيشواي عباسي جامعه ايراني را به پيشوايي نامشخص و شعار «الرضا من آل الرسول» فراخواندند. اين شعار نزد ايرانيان مطلوب افتاد و باعث شد موالي كوفه و ساكنان خراسان به دعوت عباسي تمايل نشان دهند و خراسان را به كانون نهضت ضد اموي تبديل كنند. در اين دوره ستم گري هاي خلفاي عباسي و سركوب قيام هاي مردمي آشكار كرد كه عباسيان ايرانيان را وسيله صعود خويش به قدرت قرار داده اند.
تاريخ پر فراز و نشيب ايران پس از شهادت حضرت امام رضا(ع) در طوس به دست مامون ادامه داشت و هم چنان بر ستم گري خلفاي وقت استوار بود. درهمين زمان بود كه امارت نشين هاي ايراني وابسته به دستگاه خلافت كه جمعي ازخاندان هاي ايراني و ازجمله خاندان طاهري بودند،به وجودآمدند. طاهريان كه خاستگاهشان «پوشنج» بود، صفاريان به رهبري يعقوب ليث سيستاني، سامانيان به رهبري سامان خداه سمرقندي، علويان كه دولتي شيعي را در طبرستان به وجود آوردند،آل بويه كه نخستين دولت شيعي ايران نام دارد و گفته مي شود نسبت آن ها به بهرام گور يا يزدگرد سوم مي رسد،غزنويان، سلجوقيان وتيموريان همگي دولت هايي بودند كه تا عصر صفويه درايران پس از اسلام، زمام امور را برعهده داشتند.
نوادگان شيخ صفي الدين اردبيلي با ياري طوايف شيعه قزلباش و به رهبري شاه اسماعيل صفوي در سال 907 هجري قمري نخستين دولت متمركز شيعه را پديد آوردند. صفويان نخستين فرمان رواياني بودند كه به معني دقيق كلمه و پس ازسقوط ساسانيان، باعث تجديد حيات سياسي و حكومتي ايران شدند. تشيع از همين زمان به عنوان مذهب رسمي ايران تعيين شد. شاه اسماعيل در جنگ چالدران مقابل عثماني شكست سختي خورد و مرگ وي در 38 سالگي مانع از ادامه حكومت وي شد. شاه تهماسب پسر وي به قدرت رسيد و پس از آن با ظهور شاه عباس اول حكومت صفوي دوره بحران و بي ثباتي را پشت سر گذاشت. او قدرتمند ترين سلطان صفوي بود و با مرگ وي انحطاط صفويه آغاز شد و با شورش محمود افغان عرصه براي تاخت و تاز افغان ها فراهم شد. نادر شاه افشار توانست افاغنه را شكست دهد و سلسله افشاريه را پديد آورد. جنگ هاي متعدد و خيانت پسرش به وي سبب شد؛ در آخرين سال هاي عمرش گرفتار ناهنجاري هاي رواني شود و بي محابا فرمان قتل افراد را صادر كند. وي سرانجام به دست اطرافيانش به قتل رسيد. از اين اوضاع نا آرام طوايف زند توانستند نهايت بهره برداري را نموده كنند و به قدرت برسند و كريم خان زند به عنوان يكي از عادل ترين حاكمان ايراني بر تخت سلطنت نشست و سلسله زنديه را پايه گذاري كرد. در دوره زنديه نيز ايران دست خوش تحولات زيادي بود و فرمان روايان متعددي بر ايران حكومت كردند تا اين كه بعد از درگيري و شكست لطف علي خان زند؛ سلسله قاجاريه به رهبري آغامحمدخان قاجار شكل گرفت.
آغامحمد خان قاجار نيزتلاش وسيعي در تجديد حيات سياسي ايران داشت. او نيزهم چون نادرشاه به دست اطرافيانش به قتل رسيد و جانشين او فتحعليشاه به مدت 38 سال زمام امور ايران را به دست گرفت و در دوره او قسمتي از اراضي شمال ايران؛ آذربايجان، ارمنستان،نخجوان،گرجستان و داغستان طي دوعهدنامه گلستان و تركمانچاي به خاک روسيه پيوستند. محمد شاه سومين شاه قاجار بود كه در دوره 14 ساله حكومت خود در دام نيرنگ هاي انگليس و روسيه افتاد و قائم مقام فراهاني اولين قرباني سياست هاي غلط وي بود. ناصرالدين شاه جانشين وي درهمان آغاز سلطنت؛ اميركبير وزير فرزانه خود را به تيغ جلادان سپرد و گرچه از اين اقدام پشيمان شد وسعي كرد با الهام از اصلاحات اميركبير راهي به سوي اقدامات اصلاح طلبانه بگشايد، ولي شخصيت متزلزل او و مخالفت هاي اطرافيان كهنه پرست او مانع از آن شد كه شاه قاجار گام هاي جدي به سوي پيشرفت بردارد. ناصرالدين شاه توسط ميرزا رضاي كرماني به قتل رسيد و مظفرالدين شاه 45 ساله به سلطنت رسيد كه انقلاب مشروطيت ايران كه مبدا تحولات جديد اجتماعي و مدني بود در دوره همين شاه به پيروزي رسيد.
محمدعلي شاه فرزند مظفرالدين شاه با اغماض انگليسي ها مجلس را به توپ بست اما سرانجام در برابر قيام هاي مردمي از پا افتاد و به روسيه گريخت و احمد شاه نيز كه آخرين شاه سلسله قاجار بود در اوج ناتواني از صحنه حكومتي ايران كنار رفت و مقدمات تاسيس سلسله پهلوي به كمک انگليسي ها با گزينه رضاخان سردارسپه شكل گرفت و وي بر تخت سلطنت ايران نشست. در شرايطي كه متفقين ايران را در سوم شهريور به اشغال خود درآورده بودند و ارتش رضاخان در مدت يک روز متلاشي شد،محمد رضا پهلوي فرزند او با حمايت انگليسي ها و با تلاش محمد علي فروغي به سلطنت رسيد و رضاخان تبعيد شد.
در فاصله سال هاي 1320 تا 1332 دربار ايران فرصت هاي مناسب براي تجديد قدرت به دست نياورد؛ اما چون دكتر مصدق دردوره نخست وزيري خود بر ملي شدن نفت پافشاري مي كرد و آمريكايي ها نتوانستند او را با خود همراه كنند،لاجرم به همكاري با انگليسي ها كشانده شدند و درانديشه برانداختن او از قدرت،كودتاي انگليسي – آمريكايي 28 مردادراپي ريزي كردند كه طي آن حكومت ملي از صحنه كنار رفت. اين بار محمد رضا شاه پهلوي با وابستگي هرچه بيش تر به بيگانگان،زمام امور كشور را در دست گرفت. شاه ايران پس از 28 مرداد تمام تلاش خويش را براي هماهنگي با آمريكا در پيش گرفت و براي اين كه اين وابستگي را پنهان كند، طي نمايشي عوام فريبانه خود را پيشاهنگ اصلاحات نويني در ايران نشان داد. در اين ميان امام خميني (ره) هدف هاي اصلي شاه را آشكارا فاش كرد و متعاقب مبارزه خود بر ضد لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه به عنوان گام اول اسلام ستيزي تدارک ديده شده بود،با قانون كاپيتولاسيون نيز به مبارزه پرداخت.
در چنين شرايطي در 15 خرداد 1342 امام خميني،دستگير و زنداني شد و قيام مردمي روز 15 خرداد توسط حاكمان به خاک و خون كشيده شد. با موضع صريح امام برضد كاپيتولاسيون،عوامل شاه ايشان را دستگير و به عتبات تبعيد كردند. امام از پا ننشست و از راه دور قيام هاي مردمي را رهبري نمود و سرانجام در 22 بهمن 1357 انقلاب اسلامي به رهبري ايشان پيروز و در 12 فروردين 1358 جمهوري اسلامي با راي مردم ايران تاسيس شد و امام خميني (ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران لقب گرفت.
 

 بالا  

مشخصات جغرافيايي

ايران كه هم اينك در سراسر جهان با نام جمهوري اسلامي ايران شناخته شده است با مساحت 1623780 كيلومتر مربع به عنوان هفدهمين كشور وسيع جهان به شمار مي آيد. كشور ايران داراي شكلي شبيه به متوازي‌الاضلاع ناموزون است و طول يك قطر آن، از آرارات در شمال غربي كشور به خليج گواتر در جنوب شرقي به وسعت 2250 كيلومتر و طول قطر ديگر آن از خرم شهر در ساحل خليج فارس به سرخس در شمال شرقي 1400 كيلومتر است. در نتيجه، دو استان آذربايجان در شمال غربي ايران و سيستان و بلوچستان در منتهي‌اليه جنوب شرقي كشور، نسبت به يك ديگر و هم چنين نسبت به تهران – پايتخت كشور – از ساير استان ها دورتر هستند. شكل جغرافيايي و وسعت خاك كشور از قرن هشتم پيش از ميلاد، يعني زمان حكومت مادها كه اولين سلسله آريايي را تشكيل دادند تا حدود يك قرن پيش همواره متغير بوده است.
ايران امروز، با وسعت 1623780 كيلومتر مربع معادل 27/1 وسعت قاره آسيا و نزديك به 90/1 خشكي‌هاي جهان است. خاك ايران به تنهايي، بيش تر از مجموع مساحت شش كشور اروپايي آلمان، فرانسه، انگلستان، ايتاليا، هلند، بلژيك است.
جنوبي‌ترين نقطه اين سرزمين بندر «گواتر» و شمالي‌ترين نقطه آن «دامنه ‌ آرارات» است. شرقي‌ترين ناحيه ايران «كوهك» در مرز پاكستان و غربي‌ترين‌آبادي آن «بازرگان» در مرز تركيه قرار دارد. اختلاف ساعت ميان شرقي‌ترين و غربي‌ترين نقاط مرزي ايران حدود يك ساعت و هجده دقيقه است.
مرزهاي كشور ايران را مي توان به دو دسته مرزهاي طبيعي و مرزهاي سياسي تقسيم كرد. موقعيت عمومي و جغرافيايي فلات ايران كه در جنوب غربي آسيا به صورت پلي ميان سه قاره آسيا، افريقا و اروپا واقع شده است، به نحو بارزي در اوضاع سياسي و نوسانات مرزي آن مؤثر بوده است و اغلب در معرض تهاجم اقوام مختلف قرار گرفته و گاهي هم بيگانگان مدتي بر آن تسلط يافته‌اند.
مرز هاي طبيعي فلات ايران در شمال, جلگه ماورءالنهر و درياي خزر و جلگه كورا، در مغرب جلگه بين‌النهرين، در جنوب شرقي و مشرق رود سند و در جنوب خليج فارس و درياي عمان و جزاير آن است.
كشور ايران بيش از 6000 كيلومتر با كشورهاي پاكستان، افغانستان، تركمنستان، جمهوري آذربايجان، ارمنستان، تركيه و عراق مرز خشكي مشترك دارد اگر كناره‌هاي خليج فارس و درياي عمان و مازندران را به آن اضافه كنيم، طول مرزي ايران به حدود 8700 كيلومتر مي‌رسد. طول مرزهاي كشور جمهوري اسلامي ايران و عراق در مقايسه با مرزهاي ايران با ديگر كشورهاي همسايه در مقام اول است. كوتاه‌ترين مرزهاي ايران در ميان كشورهاي مجاور، مرز ايران و ارمنستان است ايران از سوي شمال با كشورهاي تركمنستان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان هم مرز است و خط مرزي ايران و جمهوري‌هاي شوروي سابق را قسمتي از مرزهاي آبي درياي خزر و مرزهاي رودخانه‌اي تشكيل مي‌دهد, جمعاً حدود 2643 كيلومتر است. ايران از سمت شرق با كشور افغانستان و پاكستان هم مرز است. طول خط مرزي ايران و پاكستان در حدود 987 كيلومتر است.
همسايه غربي ايران, كشورهاي عراق و تركيه هستند كه مرز ايران و تركيه در حدود 486 كيلومتر است. پس از جنگ جهاني اول و با تشكيل دولت جديد تركيه، ايران در غرب با اين كشور همسايه و هم مرز شد. ديگر همسايه غربي ايران, كشورعراق است كه خط مرزي ايران و عراق در واقع همان مرز قديمي ايران عثماني است كه در جنوب از تقسيم‌گاه آب اروندرود آغاز مي‌شود و پس از گذشتن از ارتفاعات ايلام به قصر شيرين از بخش كم ارتفاعي گذشته، به كوه دالامپير, نقطه مرزي ايران, عراق و تركيه مي‌رسد. طول اين مرز در حدود 1609 كيلومتر است.
مرزهاي آبي جنوب ايرانن كه در واقع خليج فارس و درياي عمان هستند, در جنوب بهترين و مطمئن‌ترين موقع سياسي را براي مرزهاي جنوبي ايران فراهم ساخته است. خط ساحلي جنوب به طول 1880 كيلومتر شامل كرانه‌هاي شمالي درياي عمان و تمام كرانه‌هاي شمالي خليج فارس و بخشي از اروندرود كه از مصب آن تا دهانه نهرخين و نيز تقسيم‌گاه آب شط (تالوگ)، مرز ايران و عراق است.
ايران بر اساس آخرين سرشماري که در سال 1375 انجام شده بيش از 60055484 نفر جمعيت دارد كه 3/38 درصد آن در نقاط روستايي و 3/61 درصد آن در نقاط شهري سكونت داشته اند. باقي جمعيت يعني حدود 4/0 درصد آن جمعيت غير ساکن و عشاير بوده اند. براساس آخرين تقسيمات كشوري جمهوري اسلامي ايران، داراي 30 استان و .... شهرستان بوده است. ايران از جمله مناطق خشک و نيمه خشک جهان به شمار مي آيد واز نظر آب و هوا به اقليم خشک و اقليم معتدل تقسيم مي شود. حدود 55 درصد سطح ايران را كوه فرا گرفته و 45 درصد آن را جلگه ها، دشت هاي پهناور، درياچه ها،هامون ها و نمك زارهاي متعدد در بر گرفته است.
 

 بالا  

Copyright 2004 Iranian Students' Tourism & Traveling Agency (ISTTA)

بهترین حالت نمایش : 768*1024

  زمستان ايران     پاييز     طبيعت بهار     تابستان     ژئوتوريسم ايران     ژئوتوريسم ايران     ژئوتوريسم ايران     ژئوتوريسم ايران     ژئوتوريسم ايران     كوه     كوه     كوه     كوه     كوه     پوشش گياهي     پوشش گياهي     پوشش گياهي     پوشش گياهي                              طبيعت     كوير                                       

 

 

صفحه اصلي | اخبار | اعضاء | كتاب، پايان نامه و مقاله | واژه نامه | منابع و مآخذ | سایت های مرتبط | درباره ما |  تماس با ما

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:45  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

درباره مراغه

مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقی است که گفته می شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يک منطقه ی كشاورزی است و تنوع محصولات و فرآورده های كشاورزی آن را به يكی از مناطق مهم آذربايجان شرقی تبدیل کرده است. گفته می شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقی يكی از ساتراپ های ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوری مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزی و باغ داری اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقی داشته و نوع كشت آن آبی و ديمی است. مراغه در زمينه ی صنايع وابسته به كشاورزی فعاليت دارد و بيش تر كارخانه های موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه های طبيعی شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يکی از زيباترين مناطق آذربايجان شرقی تبديل کرده است. وجود کوهستان سهند و نزدیکی به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل که معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخی و باستانی فراوان از جمله مساجد قديمی مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره های مشاهير، قلعه ها، برج ها، کليساهای زيبا، سدها و پل های قديمی و از همه مهم تر رصدخانه ی مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعی و تاريخی به يکی از مناطق ديدنی و غنی استان آذربايجان شرقی تبديل کرده است.

 اطلاعات بیش تر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:42  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

درباره مراغه

مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقی است که گفته می شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يک منطقه ی كشاورزی است و تنوع محصولات و فرآورده های كشاورزی آن را به يكی از مناطق مهم آذربايجان شرقی تبدیل کرده است. گفته می شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقی يكی از ساتراپ های ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوری مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزی و باغ داری اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقی داشته و نوع كشت آن آبی و ديمی است. مراغه در زمينه ی صنايع وابسته به كشاورزی فعاليت دارد و بيش تر كارخانه های موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه های طبيعی شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يکی از زيباترين مناطق آذربايجان شرقی تبديل کرده است. وجود کوهستان سهند و نزدیکی به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل که معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخی و باستانی فراوان از جمله مساجد قديمی مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره های مشاهير، قلعه ها، برج ها، کليساهای زيبا، سدها و پل های قديمی و از همه مهم تر رصدخانه ی مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعی و تاريخی به يکی از مناطق ديدنی و غنی استان آذربايجان شرقی تبديل کرده است.

 اطلاعات بیش تر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:42  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

غذاها وآداب ورسوم آذربایجان شرقی

 استان آذربايجان شرقی يكی ازمناطق مهم ايران درزمينه غذاهای سنتی و محلی است. مردم اين استان به كيفيت خوراك و تزيينات آن اهميت زيادی قايل هستند. تقريبا همه انواع خوراك ها در اين استان تهيه و طبخ می شود ولی برخی از آن ها خاص خود مردم استان است كه درهمه شهرها، بخش ها و دهستان ها تهيه شده و طرز استفاده آن از اين خطه به نقاط ديگر ايران رفته است. كباب تبريزي، كوفته تبريزي، مرغ شكم پر، دلمه بادمجان، پيچاق قيمه، تركی پلو، انواع دلمه، انواع كوكو، رشته پلو قيسي، اماج بايلدي، خورش هويچ، شيرپلو، باسترپلو، كوكوماهي، خشيل، انواع آش ها و سوپ ها، انواع شيرينی های محلي، انواع ترشی های محلي، انواع سالادها از قبيل سالاد فلفل سبز، انواع مرباها از قبيل مربای گل، هويچ، آلبالو، بالنگ، ليمو، موز، پوست پسته و... برخی از مهم ترين غذاهای استان آذربايجان شرقی هستند.
اهالی آذربايجان شرقی علاقه خاصی به تهيه انواع مرباها و شربت ها دارند. هم چنين انواع ترشی ها چون: ليته، ترشی انبه و ترشی مخلوط با غذاهای مختلف دراين منطقه استفاده می شود كه دليل اصلی مصرف اين چاشنی ها پرحجم بودن غالب غذاهای اين استان است. خوراك استان آذربايجان شرقی يكی از مهم ترين و معروف ترين خوراك های سراسر ايران است و گردشگران معمولا شيرينی ها و نان های محلی اين استان را به يادگار و سوغات برای نزديكان خود می برند. مصرف انواع تنقلات چون: آجيل و انواع ميوه‌های خشك در بين وعده های غذايی در اين استان رايج است و مصرف مربا و انواع شيرينی ها به عنوان دسر نيز پس از خوردن غذا اهميت دارد. به طوركلی مصرف زياد گوشت، نان و برنج درهمه غذاهای مردم آذربايجان شرقی ديده می شود و خوش مزه بودن غذاها به همراه تزيين زيبای آن ها از جمله جاذبه های غذايی استان آذربايجان شرقی به شمار می روند.
آذربايجان شرقی نيز هم چون ديگر نقاط ايران دارای جشن های متعدد مذهبی و باستانی است و هر يك از اين جشن ها را با آداب و رسوم خاص مردمان خود برگزارمی كند. جشن های مذهبی دراين ديار از اهميت بسيار زيادی برخوردارهستند و آداب و رسوم حاكم بر آن ها درهمان چارچوب برگزاری اين مراسم ها درسراسر كشور است. جشن های بزرگ مذهبی دراستان آذربايجان شرقی شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)، جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)، جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر) جشن های بزرگ نيمه شعبان روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت علی (ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می آيد.
علاوه بر جشن های ياد شده برخی از مراسم های ايرانيان هم چون جشن های بزرگ نوروز در اين استان دارای اهميت و آداب خاص خود است. تدارك رسيدن نوروز دراين استان نيز ازاوايل اسفند ماه با خانه تكانى آغاز مى شود. تميز كردن و شستن تمام وسايل و سفيد كردن خانه ها، نشان از تغييری اساسى دارد و حاكی از آماده شدن برای سال نو است. گذشته از خانه تكانى دراستان آذربايجان شرقی مراسم های ديگری چون: سمنوپزى، درست كردن سبزه، گرفتن مراسم چهارشنبه سوري، تدارك ديدن هديه برای نزديكان و دوستان دراين منطقه رواج دارد. سمنو غذايى مقدس است كه وقت پختن آن زنان بدون وضو حضور نمى يابند و اعتقادات خاصی در زمينه آن دارند از جمله اين كه پس از پختن سمنو؛ آن را يك شب مى گذارند بماند تا حضرت فاطمه (س) نقش پنجه خود را بر آن اندازد و سمنو را متبرك كند.
مراسم های چهارشنبه سوری يكی از مهم ترين و زيباترين مراسم های اهالی استان آذربايجان شرقی است. گفته می شود چهارآتش افروزى در چهار چهارشنبه متوالی اسفندماه به عدد رمزى چهار اشاره دارد. فيثاغورس عدد چهار را اصل و ريشه طبيعت جاودان مى داند. چهارجهت اصلى، چهار طبع انسانى، چهار عنصر حيات نشان از وجهى مهم و مثبت دارند كه اگر چه به تدريج شكل گرفته، اما امر واحدى است.
بنابراين عدد چهاردر اين آيين، حكايت از چهار وجه طبيعت دارد كه به تدريج عنصرى واحد يعنی طبيعت، سال، مكان يا هر پديده چهاروجهى را مى سازند. به اين ترتيب كه اولين چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نيز باد مى آيد. دومين خاك، سومين آتش و سرانجام آب كه دراين زمان از يخ بستن خاك كاسته مى شود و زمين نفس مى كشد. صبح آخرين چهارشنبه سورى مردم آذربايجان شرقی بر سر آب رفته و از روى آن مى پرند و مى خوانند:
آتيل ماتيل چرشنبه بخيتم آچيل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه ) (بختم باز شود چهارشنبه )
اگر آب را نماد بارورى بدانيم، آخرين چهارشنبه اسفند با بارورى طبيعت همراه است. در روستاهای اين استان معتقدند كه چهارشنبه آخرسال، )چرشنبه خاتون) است. به همين دليل زنان بالاى اجاق خوراك پزى با آرد شكل زنى زيبا را مى كشند و زيرآن يك آينه و شانه مى گذارند تا وقتى چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. چهارشنبه خاتون تاكيدى بر بارور شدن زمين در آخرين روزهاى اسفند است.
در ميان مردم آذربايجان شرقى، هر يك ازچهارشنبه ها نامى دارند. مفصل ترين مراسم متعلق به آخرين چهارشنبه سورى است كه در آن شب حتماً برنج سفيد پخته و به همراه آجيل و شيرينى بر سفره مى گذارند. پسران جوان يا نوجوان شالى برداشته و از سوراخ بالاى بام خانه كه عمدتاً براى تعويض هوا و خارج شدن دود تنور تعبيه شده، شال خود را پايين مى اندازد. صاحب خانه نيز به فراخور حال خود، مقدارى آجيل، شيرينى، يا تخم مرغ درگوشه شال مى بندد تا پسر آن را بالا بكشد. چنان چه پسر، خواهان دخترخانواده باشد، شال را بالا نمى كشد. چنان چه خانواده دختر راضى باشد، نشانه اى از دختررا به شال می بندند.
رسم شال اندازى در بيش تر نقاط آذربايحان رايج بود و هنوز هم در بعضى از روستاها انجام مى شود. صبح آخرين چهارشنبه زنان بر سر رودخانه يا چشمه رفته كوزه ها را پر از آب مى كنند. آن ها خود زودتر از همه از روی آب می پرند، گاه دام ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه يا رود می برند. ازآبی كه از آن جا آورده شده، برای خمير كردن، روشن كردن سماور و پختن غدا استفاده می شود. از جمله مراسم ديگری كه دراين روز معمول است، فرستادن خوانچه ای ازميوه و شيرينی برای عروس خانواده است. (در شب چله نيز خوانچه ای نظير همين فرستاده می شود)
خوردن هفت دانه روغنی، شيرينی يا غله نيز از مراسم رايج مربوط به چهارشنبه سوری در آذربايجان شرقی است. درست كردن هفت نوع خوراكی شيرين (هفت لون) دراين روز معمول است. در بعضی نقاط، شيرينی گلابيه، گردو، بادام، پسته، ميوه، سيب، پرتقال و نخود و كشمش تركيب هفت لون را تشكيل مى دهند. دو رسم جالب در آخرين چهارشنبه سال در آذربايجان شرقی ديده شده كه حاوی نكات رمزی و نمادين بسيار است. در روستای قوريجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشنی مى گذارند و آن را روی آب به صورت شناور رها مى كنند. درهمان حال پسرانی كه نيت كرده اند، به امید برآورده شدن نیت خود صبح زود در آب شنا می كنند.
دومين رسم در ميان عشاير كليبر ديده می شود. آن ها درچهارشنبه سوری، صبح زود در دو نقطه مقابل يک ديگر با فاصله اى نه چندان زياد از يک ديگر، آتش بزرگی برمی افروزند و دام هايشان را از ميان دو آتش عبور می دهند و پس از آن از آبی كه از نهر آورده اند به حيوان ها می دهند.
در استان آذربايجان شرقی نوروزی خوانی مرسوم است و بيش ترين نوروزخوانى ها به ساياچی ها اختصاص داشته است. آن ها درگشت و گذار خود از روستايى به روستايى ديگر و از شهرى به شهرى با خواندن اشعاری مژده آمدن بهار را مى دهند.
تدارك سفره هفت سين، آب چهل ياسين، دادن و گرفتن هديه و مراسم های ديد و بازديد از ديگر مراسم های ويژه نوروز دراستان آذربايجان شرقی است. درتمام مراسم های ويژه نوروز دو نماد سبزه و آب حضور دارند كه با نشانه هاى ديگر به ويژه نشانه هاى مذهبى تكميل مى شوند.
درگذشته كه كشاورزی اساس اقتصاد منطقه را تشكيل می داد؛ در سفره های نوروزی استان؛ خوراكى هايى چون ماست دست نزده، برنج سفيد پخته (گاه خام)، گوشت و... ديده می شد كه نشان از بركت و آرزوی محصول خوب بوده است. در كناراين غذاها، نمادهايى مانند آينه، تخم مرغ، سمنو، سبزه، شيرينى و آب چهل ياسين نيز می گذاشتند كه تركيبی از بركت و باروری بوده است. امروزه در برخی نقاط اين استان مراسم های ياد شده هم چنان رعايت می شوند. در بعضى از مناطق آذربايجان شرقى، مردم كاسه يا كوزه اى آب را برداشته و نزد روحانى محل می برند و اين روحانى سوره ياسين را چهل بار بر آن آب مى خواند و داخل آب فوت مى كند كه به آن آب چهل ياسين می گويند. مردم؛ اين آب را متبرك دانسته و آن را برگوشه و كنار خانه، به ويژه بر دام ها و محصولات مى ريزند و به كودكان مى دهند و اعتقاد دارند اين آب بركت و بارورى را زياد مى كند، شفابخش است و ازازدياد جانوران اهريمنى مانند مار و عقرب نيز جلوگيرى مى كند. گاه در اين آب زعفران مى ريزند و به صورت شربت درمی آورند كه دراين صورت هر يك از افراد خانواده ليوانى از آن را مى خورند. از بيست روز مانده به عيد، غلاتى مانند گندم، جو يا بعضى از حبوبات را سبز مى كنند و بر سر سفره غله سبز شده را قرار مى دهند. بعد از تحويل سال، كوچك ترها به ديدن بزرگ ترها مى روند، عيد مباركى مى كنند و هديه مى گيرند. ديد و بازديدها تا روز سيزدهم فروردين به طول مى انجامد. در روز آخر همه با هم به دشت و صحرا مى روند و به جشن و شادى مى پردازند سبزه های خود را به آب روان می سپارند و آرزومندان سبزه های صحرا را گره می زنند.
دربرگزاری آيين هاى نوروزى مردم استان آذربايجان شرقي؛ درگذشتگان جاى خود را دارند و از اهميت زيادی برخوردارهستند. مردم پس از تحويل سال، نخست به گورستان مى روند و سپس به ديدن كسانى مى روند كه به تازه گی عزيزى را از دست داده اند و عزادارند. چند روز پس ازعيد؛ خوانچه هاى عيديانه آماده مى شود در هرخوانچه؛ زيورآلات طلا، پارچه، كفش، جوراب، شيرينى، برنج خام و ... قرار دارد. اين خوانچه ها، براى دختر خانواده كه به تازه گى به خانه شوهر رفته و نيز براى عروس خانواده كه هنوز به خانه شوهرش نيامده، فرستاده مى شود. هم چنين مرسوم است كه كودكان صبح روز عيد، كيسه كوچكى در دست بگيرند و برای بازديد به خانه هاى اقوام و آشنايان بروند. صاحب خانه ها نيز چيزهايى از قبيل تخم مرغ رنگ كرده، گردو، شيرينى، جوراب و گاه پول نو از لای قرآن به آن ها مى دهند. در روستاها معمولا" كودكان به درب خانه تمام اهالى مى روند و عيدى می گيرند و به همين لحاظ همواره شادمان و خوشحال هستند.
مراسم شب چله نيز دراستان آذربايجان شرقی يكی ديگر از جشن های رايج و كهن است. شب چله طولانى ترين شب سال محسوب مى شود و مراسم مربوط به آن نوعى شب نشينى فاميلى و دوستانه است. دراين شب نشينى انواع خوراكى های زمستانى يعنی خشك بار و شيرينى خورده می شود. خوردن ميوه های بهاره و تابستانى كه به ترفندهاى مختلف تا اولين شب زمستان نگه دارى شده اند، به نوعى اصرار بر وجود بهار و تابستان گرم و پربركت است. پختن برنج سفيد نيز در شب چله بزرگ يا يلدا نوعى جادوى سفيد براى سفيد روزى و نيك بختى در زمستان سرد به شمار می رود. بيش ترين مراسم زمستانى به چله كوچك مربوط مى شود كه سخت ترين و سردترين روزهاى زمستان را در برمی گيرد. در بيش تر روستاها و گاه مناطق شهرى آذربايجان شرقى، آيين هاى مشتركى در اين خصوص وجود دارد. برافروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تيراندازى يا سرو صدا كردن معمول ترين و رايج ترين آداب مربوط به چله كوچك است. گمان عامه براين است كه با افروختن آتش و سروصدا، پيرزن سرما يا قارى ننه، ترسيده و فرار مى كند. مراسم های ياد شده درتمام مناطق استان آذربايجان شرقی اجرا می شوند ولی ممكن است هر يك از روستاها و شهرها با توجه به اصالت و ريشه وجودی خود؛ قسمتی از مراسم های ياد شده را زياد يا كم كنند.

 عشاير كه شيوه معيشت و آداب و رسوم خاص خود را دارند در ايران يكی از جذاب ترين شيوه های زندگی اجتماعی به شمار می آيند. استان آذربايجان شرقی از ايل ها و عشاير متعددی برخوردار است كه مهم ترين و منسجم ترين آن ها ايل های شاهسون و ارسباران هستند كه درمناطق گوناگون استان پراكنده شده اند. ايل شاهسون ازمهم ترين و معروف ترين ايل های استان آذربايجان شرقی به شمار می رود كه دارای پيشينه تاريخی زيادی بوده و از ويژگی های خاص اجتماعي- فرهنگی برخوردار است.
درباره وجه تسميه نام و پيشينه تاريخی اين ايل بايستی گفت: هنگامی كه سرزمين ايران دچار هرج و مرج و آشوب بود و هركدام ازامرای تيموری و آق قويونلو و ديگر حكام محلی گوشه ای از اين سرزمين را محل حكومت خود كرده بودند؛ اسماعيل ميرزا كه بعدها به شاه اسماعيل معروف شد، توانست با سركوب آق قويونلوها (كه يكی از قبايل با نفوذ حاكم برايران بودند) در سال 907 هجری قمري، بنيان حكومتی خود را به مدت دو و نيم قرن استوار سازد. افرادی كه شاه اسماعيل را دراين جنگ ها ياری می كردند، درتاريخ به نام قزلباش ها شهرت يافتند و شامل 32 قبيله مختلف بودند كه شاه اسماعيل آن ها را در زمره نجبا در آورد و به ايشان عمامه خاصی داد كه 12 ترك داشت و ميان آن كلاه سرخی مانند فينه می گذاشتند و به همين لحاظ به قزلباش ها معروف شدند. درسال های 991 تا 994 هجری قمری سلطان محمد خدابنده به منظور جلب حمايت عليه ازبكان و عثمانی ها تصميم گرفت افراد غير نظامی را با رضايت خود به خدمت نظام درآورد كه اين عمل او به شاه سون (يعنی دوست داران شاه شدن) معروف شد. درسال 998 هجری قمری افراد قزلباش عليه نماينده شاه؛ سربه شورش برداشتند كه ازاين رو شاه اسماعيل نسبت به قدرت آنان بدبين شد و گروه ديگری با نام شاهسون را برای درهم شكستن قدرت آن ها بسيج كرد.
بنابراين شاهسون ها (دوست داران شاه) به گروهی اطلاق می شدند كه از سوی شاه عباس تشكيل يافته بود تا جای قبايل ترك را كه از سلسله صفوی پشتيبانی كرده بودند، بگيرند.
شاهسون ها از آداب و رسوم سنتی و قوی برخوردارند، هرچند كه از گذشته های دور از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان برآن ها بی تاثير نبوده است. براساس قرارداد تركمن چای كه طی آن قسمتی از مرزهای شمالی ايران به روس ها واگذارشد، قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون ها ازبين رفت.
منطقه تابستانی (ييلاقی) شاهسون ها را ارتفاعات اهر، مشگين شهر و اطراف آن تشكيل می دهد و منطقه قشلاقی آن ها را بخش های خاوری جلگه كم عمق مغان (كه در حدود 150 كيلومتر از منطقه سردسير فاصله دارد و نزديك رود ارس است) تشكيل داده است. منطقه ييلاق و قشلاق طايفه های شاهسون كاملا مشخص است. هنگام كوچ ابتدا از قيشلاخ (گويش محلی قشلاق) يا منطقه زمستانی به يازلاخ يا منطقه بهاره و سپس به ييلاخ (گويش محلی ييلاق) منطقه تابستانی می روند. درمراجعت پيش از استقرار در قشلاق، در محلی پاييزه كه همان اردوگاه های پيرامون قشلاق هستند، توقف می كنند. جايگاه تابستانی شاهسون ها؛ شامل 4 تا 5 آلاچيق است كه در حد فاصل 100 متری درچراگاه برپا می شود.
قدمت تاريخی شاهسون ها سبب شده آداب و رسوم و شيوه های معيشت آن ها برای افراد عادی جذاب و ديدنی باشد، چنان كه بازديد از زندگی عشاير شاهسون يكی از پرطرف دارترين برنامه های گردشگری ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل به شمار می آيد. ايل شاهسون از طايفه، تيره، كويك و هر كويك از چند اوبه و اوبه ها از تعدادی خانواده تشكيل شده است. در راس هر طايفه؛ ايل بيگی از سوی دولت مركزی برای حفظ نظم و وصول ماليات انتخاب می شد ولی اداره طايفه برعهده بيگ بوده كه از طرف ايل بيگی گمارده می شد.
ايل شاهسون دراستان های اردبيل و آذربايجان شرقی زندگی می كنند و برخی از آن ها در طی ساليان گذشته يك جا نشين شده اند. شاهسون ها از سجايای اخلاقی خوبی برخوردار هستند و در تيراندازی و شكار و ميهن پرستی شهرت دارند. آن ها به زبان آذری صحبت می كنند و شيعه مذهب هستند. برپايی جشن ها و آيين های اسلامی و ايرانی از مهم ترين آداب و رسوم آن ها به شمار می آيد كه به شكل های خاصی و با رعايت اصول ايل انجام می شود و برای گردشگران بسيار جذاب، ديدنی و شنيدنی است.
شاهسون ها جشن های خود را درميدان برگزار می كنند و درعيد های مذهبی از جمله عيد قربان و عيد فطر پس از نماز عيد به ديد و بازديد يك ديگر می روند. مراسم ها و آداب ازدواج درميان اين ايل ازاهميت زيادی برخورداراست. وقتی پسری خواهان دختری است دو نفر از ريش سفيدان ايل را به چادر پدر دختر می فرستد و آن ها در صورت توافق عهد و پيمان می بندند و خيلی به آن اهميت می دهند. پس از خواستگاري؛ خانواده داماد برای عروس هدايايی از قبيل: روسري، گردن بند، آينه، پارچه و شيرينی می برند. چند روزمانده به تاريخ عروسی از مهمانان دعوت به شركت در مراسم می شود. مهمانان هدايايی به همراه می آورند و به محض نزديك شدن مهمانان؛ داماد و همراهان وی به اتفاق نوازندگان سازهای محلی به استقبال آن ها می روند. مهمانان شام را در چادر خانواده داماد می خورند و مبلغی به آشپز و آبدارچی هديه می كنند. اين مراسم چند روز ادامه دارد و در روز آخر مهمانان به خانه عروس رفته و عروس را همراه خود به چادر داماد می آورند. زمانی كه عروس قصد خروج ازمنزل پدر را دارد، يكی از افراد خانواده او كمربند زيبای طلايی به كمر او می بندد، سپس عروس با آينه و جهيزيه خود به سمت خانه داماد حركت می كند. هنگامی كه عروس به چادر داماد نزديك شد، داماد سيب سرخ يا دسته گلی به طرف او پرتاب می كند كه دراين موقع سواركاران هر يك به نوبه خود به نمايش های محلی می پردازند.
لباس های محلی ايل شاهسون يكی از مهم ترين جاذبه های فرهنگی اين ايل به شمار می آيند. مردان ايل شاهسون پوشاك اختصاصی ندارند، كت و شلوار و كلاه آنان معروف به كپيkepi يا كلاه ترك داری كه نظير كلاه مردان گيلان است؛ تشكيل دهنده ی پوشاك مردان شاهسونی است.
لباس بانوان ايل شاهسون هريك ياد آور گوشه ای از پوشش مردم ساير مناطق ايران زمين است. روسری بانوان را چارقد گلداری تشكيل می دهد كه با يك كلاغی بسته می شود. پيراهن زنان ايل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشكيل شده و بلند است. تنبان؛ شليته ای است كه می پوشند و شبيه تنبان های بانوان گيلان، بختياری و قشقايی است. جليقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستين تشكيل می دهد كه روی آن ها سكه های طلا و نقره دوخته شده است و تعداد سكه ها نشان دهنده ميزان ثروت خانواده است.
شاهسون ها در چادرهای نيم كره ای شكلی زندگی می كنند كه آن ها را آلاچيق، و برخی را كومه می نامند. كومه معمولا ازآلاچيق كوچك تر است و از جنس خشن بافته می شود ولی آلاچيق با ظرافت ومهارت بافته می شود و دوام آن ها از كومه بيش تر است. فضای داخلی كومه ها به طور معمول 5 متر است. آلاچيق اصلی عموما از نمد سفيد و با ظرافت است اين نمدها با طرح های رنگی در جلو و طرفين تزييين يافته و سر درب ورودی ها منگوله هايی آويزان است.
نمدهای اين چادر به علت باران و گرد و خاك و دود داخل به تدريج قهوه ای و سرانجام سياه می شوند. چاتماcatma نيز نوع ديگری از چادرهای عشاير شاهسون است كه در توقف گاه های موقت برپا می شود.
شاهسون ها يكی از بزرگ ترين دام داران و كشاورزان ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل هستند. زندگی آن ها تا حدود زيادی به دام وابسته است و وجود فرآورده های دامی سبب شده است كه صنايع دستی در ميان اين ايل اهميت زيادی داشته باشد. انواع گليم، جاجيم، خورجين و جل اسب ازمهم ترين صنايع دستی عشاير شاهسون به شمار می آيد. مهم ترين بافته شاهسون ها گليم های سوزن دوزی و ظريف معروف به سوماك است كه درزبان محلی آن را ورنی بافی می گويند. ورنی بافی مهم ترين و زيباترين صنايع دستی اين ايل است كه طرح های پيچيده آن را با دستگاه های عمودی يا افقی به صورت تكه های دراز و باريك به طول 3 متر می بافند و سطح آن ها را با نقش های پيچيده، سوزن دوزی می كنند. معمول ترين و معروف ترين طرح اين گليم ها كشتی نوح نام دارد كه به شكل سوزن دوزی با طرح كشتی است و در وسط آن درخت و اطراف آن پرندگان و جانوران ديده می شوند. مفرش نوعی صنايع دستی روستايی و عشايری است كه در منازل روستايی برای نگه داری رخت خواب و لوازم خواب از آن استفاده می شود و در كوچ ايلات وعشاير نيز مفرش وسيله بسيار مناسبی برای حمل وسايل مختلف به شمار می‌آيد. مفرش به شكل مكعب مستطيل است و در اندازه‌های مختلف به هم دوخته می ‌شود و نقش و نگارهای زيبا و دل‌انگيزی دارد.
جل اسب های ايل شاهسون هم از لحاظ سبك خاص تصوير حيوانات و پرندگان و هم از لحاظ رنگ پردازي، از بهترين رواسبی های ايران به شمار می روند. خورجين برای حمل اشيا و وسايل دستی مورد استفاده قرار می ‌گيرد و با نقوش خاص و زيبايی بافته می شود. علاوه بر خورجين، برخی ديگر از لوازم مورد نياز عشاير مانند بزک شتر و نوار مخصوص چادر به همين شيوه بافته می شود.

كوچ نشينان ارسباران در منطقه زيبای ارسباران در ناحيه كوهستانی و جلگه ای به سر می برند و قلمرو عمده آن ها در بخش باختری دشت مغان در پيرامون شهرستان اهر است. نام اين ايل از منطقه سكونت آن ها بين سرزمين ارسباران و قره داغ گرفته شده است. سابقه تاريخی اين ايل نيز شباهت زيادی به تاريخ شاهسون ها دارد. منطقه تابستانی ييلاقی ايل ارسباران را كوه های اطراف ارسباران و سبلان تشكيل می دهد. منطقه زمستانی (قشلاقي) ايل ارسباران را نيز جنوب دشت مغان و اطراف رود قره سو و كنار رود ارس در منطقه خدا افرين تشكيل می دهد. كوچ نشينان ارسباران همانند شاهسون ها از طايفه، تيره، كويك، اوبه و خانواد تشكيل شده است. جشن ها و آيين های اين ايل شباهت بسيار زيادی به مراسم ها و آيين های ايل شاهسون دارد. به طور كلی شيوه معيشت، لباس ها، موسيقي، جشن ها و آداب و رسوم خاص عشاير آذربايجان شرقی سبب شده بازديد از زندگی عشاير شاهسون و ارسباران درآذربايجان شرقی يكی از مهم ترين و جذاب ترين برنامه های گردشگران اين خطه به شمار آيد.

آذربايجان شرقی به سبب ويژگی های جغرافيايی و توپوگرافيكی، دارای پستی و بلندی های طبيعی فراوان و چشم گيری است كه وجود كوهستان های كم نظير، رودخانه های خروشان، چشمه های آب معدنی و دره های سرسبز و فرح بخش از مشخصات بارز آن است. سهند كه ملقب به عروس كوهستان های ايران است، دراين استان قرار گرفته و در فصل های مختلف جاذبه ها و چشم اندازهای خاص كوهستانی را به نمايش می گذارد. منطقه كوهستانی سهند، پوشيده از گياه، چمن، گل و مرتع بوده و در بهاران به گلزار بی نظير و بی همتايی تبديل می شود. مراتع سهند بهترين مكان برای ايلات و عشاير جنوب آذربايجان و منطقه بناب و مياندوآب و مهاباد به شمارمی آيد. لبنيات و پنير ليقوان و عسل مرغوب در تمام روستاهای تابعه سهند و سهندآباد، محصول وجود گياهان معطر و آب و هوای كم نظير و ييلاقی سهند است. در بهار و تابستان، بيش تر دره ها و دشت های استان مورد استفاده گردشگری و تفريحی قرار می گيرند. دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های گل و ميوه، رودخانه های روان و چشمه های جوشان؛ با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی به شمار می آيند. استان آذربايجان شرقی به دليل شرايط زمين شناختی، ازكانون های مهم آب معدنی و آب گرم به شمار می آيد و در قسمت های مختلف اين استان آب های گرم متعدد با خواصی ويژه وجود دارد كه در طی ساليان دراز مورد استفاده گردشگران و مردم به ويژه اهالی منطقه بوده است.

آذری ها، اصيتنوع آب و هوايی امروزه به يكی از جاذبه های گردشگری تبديل شده است. دراستان ، آذربايجان شرقی وضعيت آب و هوايی بسيار متغيراست. به طوری كه درجه حرارت در برخی از ماه های گرم سال گاهی به 38 درجه سانتی گراد يا بيش ترمی رسد و برودت هوا درماه های سرد، گاهی به بيش از 20 درجه زير صفر كاهش می يابد. رطوبت هوا نيز ازاواخر پاييز تا اوايل بهار زياد می شود كه علت آن علاوه بر كاهش درجه حرارت، ورود توده هايی ازهوای سرد و مرطوب اروپاست كه با گذشتن از دريای مديترانه وارد آسمان ايران می شوند. جنگل های موجود در آذربايجان شرقی حاكی از وجود آب و هوای گرم و مرطوب و زمين حاصل خير در گذشته های دوراست.
امروزه آب و هوای استان آذربايجان شرقی به طوركلی سرد و خشک است ولی به علت تنوع توپوگرافيكی، از اقليم های متفاوتی برخوردار است. موقعيت كوهستانی و پهنای جغرافيايی استان آذربايجان شرقی از عوامل اصلی سرمای اين منطقه است. كم ارتفاعی و اثرات ملايم كننده بخارهای دريای خزر در پاره ای از مناطق از عوامل اعتدال اقليمی آن به شمار می آيد. به علاوه آذربايجان شرقی تا حدودی تحت تاثير جريان های مرطوب دريای مديترانه از سمت باختر و جنوب باختری قرار دارد و توده های هوای سرد سيبری نيز از شمال بر آب و هوای آن اثر می گذارد.
وجود درياچه اروميه آب و هوای قسمت محدودی از استان را تحت تاثير قرار داده است. استان آذربايجان شرقی از نظر بارندگی، به دو ناحيه سردسير و معتدل تقسيم می شود. ناحيه سردسير شامل دامنه های كوهستان سهند، شهرهای تبريز و مرند كه در مسير بادهای مرطوب قرار دارند، می شود. معمولا ميزان بارندگی سالانه اين ناحيه در خاور استان بيش تر از ساير نواحی است و مقدار آن به 250 تا300 ميلی متر می رسد. ناحيه معتدل نيز دردالان ها، كوهپايه ها، دامنه های جنوبی و مناطق آفتاب گير واقع شده و از تاثيرمستقيم جريان های سرد شمالی محفوظ است و آب و هوای معتدلی دارد.
آذربايجان همواره تحت تاثير بادهای سرد شمالی و سيبری و بادهای مرطوب دريای سياه، مديترانه و اقيانوس اطلس است. به علاوه بادهای محلی نيز تحت تاثير شرايط طبيعی استان، از سوی كوهستان های بلند و درياچه های اروميه و خزر، به سوی دشت ها و جلگه ها می وزند. بادهايی كه از شمال و شمال خاوری به سوی آذربايجان می وزند، كلا" سرد و مرطوب اند و در فصل زمستان سبب بارش برف سنگين و يخ بندان می شوند. باد مرطوب مديترانه ای كه از باختر به آذربايجان می وزد باران زا و بسيار مفيد است. بادهای خاوری با عبور از درياچه خزر، درمسير ارسباران، مرند، اردبيل، دره ای بين سبلان و قوشاداغ، بزغوش و سهند به طرف باختر می وزند. در بيش تر نقاط آذربايجان مانند سراب و تبريز اين باد را «مه ييلی» يا «باد مه» می گويند كه بادی سرد و مرطوب است. اين باد در امتداد دامنه های جنوبی سهند به طرف مراغه پيش می رود و در حدود درياچه اروميه تغيير مسيرمی دهد. كوه های مرزی در باختر آذربايجان و كردستان باعث می شوند باد مه در جهت جنوب باختری و جنوبی بوزد كه نام آن در اين منطقه باد زريان است.
جريان باد مهمی كه از فراز دريای مديترانه و دريای سياه و اقيانوس اطلس به سمت باختر و شمال باختر ايران می وزد، چند شاخه می شود كه تعداد اين شاخه ها در فصل پاييز در برخورد با ارتفاعات استان افزايش می يابد و در فصل بهار، ريزش بارش های بسياری را سبب می شود.
ل ترين
افراد ايرانی و از نژاد آريايی هستند.اين قوم از نژاد آرين بوده که خصوصيات کلی ايرانيان دوره هخامنشي، اشکانی و ساسانی را حفظ کرده اند. مردم آذربايجان از بازماندگان و نوادگان مادها(شاخه ای از آريايی هايی که به ايران آمدند) هستند و به مرور زمان در نتيجه ی تاخت و تاز ترک ها و مغول ها دسته های گوناگونی از اين نژاد در منطقه آذربايجان فعلي( آذربايجان شرقي، آذربايجان غربی و اردبيل) سکونت گزيدند و آميزش هايی بين نژاد اصلی و مهاجمان رخ داد با اين حال تيره های مهاجر به دليل کمی نفوس نسبت به ساکنان محلی نابود شده و تقريبا اصالت نژاد اوليه نگاه داری شده است. روشن است كه ميان واژه و تيره ی آذری و ترك تفاوت های فراوانی است ازجمله اين كه آذری ها را تاريخ نگاران پيشين (به ويژه هردوت) و تاريخ دانان كنونی از تيره ماد كوچك می دانند و بر اساس شواهد موجود به گونه صد درصد ثابت شده كه مادها يكی از تيره های آريايی ها هستند. هم چنين درشاهنامه بزرگ فردوسی چندين بار نام آذرآبادگان آمده است ازجمله بيتی كه يزدگرد از همه بخش های ايران زمين سپاه جمع آوری می كند.
همی تاز تا آذرآبادگان ديار دليران و آزادگان
بنابراين واژه آذری و ترك تفاوت های اساسی دارد ولی به غلط در ميان مردم با يك معنی واحد استفاده می شود. مردم استان آذربايجان شرقی دارای دين اسلام و مذهب شيعه هستند و اقليت های مذهبی از قبيل ارمنی ها، يهودی ها و زرتشتی ها نيز دراين خطه زندگی می كنند و مجاز هستند آزادانه آداب و رسوم و مراسم های ويژه مذهبی خود را اجرا كنند. مردم آذربايجان با وجود هجوم های اقوام مخالف، سنن بومی خود را حفظ کرده اند و بسياری از آداب ورسوم کهن ايراني، درميان مردم اين سامان به صورت های گوناگون باقی مانده است. مردم آذربايجان در دوستی ثابت قدم و در برابر مشکلات شجاع ومقاوم هستند. از جمله خصلت های آنان مهمان نوازی، سلحشوری، آزادمنشی، راست گويی، مرزداری و تعصب مذهبی است. در تمام دوره های تاريخی،احساسات وطن دوستی آنان ضرب المثل بوده است. قيام های مداوم مردم اين استان در زمان جنگ های ايران و عثمانی و ايران و روسيه و... از برجسته ترين فداکاری هايی است که در تاريخ ايران جاودان خواهند ماند. خانواده در ميان آذری ها از ثبات و احترام زيادی برخورداراست. درگذشته پسران پس از ازدواج با خانواده پدری زندگی می كردند و عروس را به خانه پدری می آوردند و گاه اتفاق می افتاد چندين پسر و عروس خانواده با نوه ها همراه با پدربزرگ و مادر بزرگ با هم زندگی می كردند ولی اكنون به اين شكل نيست و حتی در روستاها و شهرهای كوچک نيز پسران و دختران پس از ازدواج به طور مستقل و جداگانه زندگی می كنند و هسته خانواده ها كوچك شده است.
در استان آذربايجان شرقی مراسم های سوگواری به دو دسته سوگواری ها و عزاداری های خصوصی (فوت نزديكان) وعزاداری های مذهبی و همگانی تقسيم می شوند. آداب و رسوم حاكم بر عزاداری های مذهبی يكی از زيباترين و عرفانی ترين مراسم های عموم مردم اين استان است. آن ها از روز اول محرم كه سوگواری های مذهبی آغاز می شوند با تشكيل دسته های عزاداری موسوم به شاخسى واخسى (شاه حسين ، واى حسين) مراسم دهه اول محرم را آغاز می كنند و هر روز بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد ها و تكايا مراسم سينه زني، زنجير زنی و نوحه خوانی درسوگ ياران امام حسين (ع) برگزار می شود. اين مراسم ها درطی 10 شب متوالی صورت می گيرد و در شب تاسوعا، روز تاسوعا، شب عاشورا و ظهر عاشورا به اوج خود می رسد. شبيه خوانى يا تعزيه و شمع سوزى درمساجد در بعد از ظهر روز تاسوعا از عرفانی ترين و زيباترين مراسم های سوگواری ايام محرم در اين خطه از ايران زمين است. طشت گذارى جهت سيراب كردن عزاداران با انواع شربت ها و اطعام سوگواران با انواع غذاهای طبخ شده، گل مالی بر سر و روى خود در روز عاشورا، جوش زدن علم يعنى لنگرهايى كه علم موقع حركت به سوى كسى پيدا مى كند برای اداى نذورات مردم عزادار، قفل زنى (يعنى آويختن قفل به بدن)، ذغال مالى بر صورت به منظور نشان دادن پريشان حالى، تزيين اسبى به نشانه اسب امام حسين (ع)، اداى نذر و سياه پوشيدن درطول ماه محرم، برگزاری مراسم روز سوم و چهلم (اربعين حسينى) شهادت امام حسين (ع) از ديگر مراسم های رايج ماه محرم در اين استان است.
از ديگر مراسم عزادرای های عمومی در اين استان می توان به مراسم شب هاى قدر و احيای شب قدر در ماه رمضان( شب های نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان) اشاره نمود. به طور كلی شهادت يا سال روز فوت هر يکاز ائمه اطهار(ع) دراين استان به شكل عزاداری عمومی برگزار می شود ولی مراسم های ياد شده از انسجام بيش تری برخوردار هستند.

 

 

 بالا  

 

مشخصات جغرافيايي

آذربايجان شرقی در گوشه شمال باختري ايران واقع شده و رود ارس حد شمالی آن را با جمهوری های آذربايجان،ارمنستان و ايالات خود مختار نخجوان مشخص کرده است. رود قطور و آب های درياچه اروميه مرز باختري آن با استان آذربايجان غربی را تشکيل می دهد. درجنوب، كشيده گی رشته كوه ها، دره ها، جلگه ها و دشت ها موجب پيوسته گی توپوگرافيك استان با آذربايجان غربی و زنجان شده است و در خاور نيز دره و رودخانه دره رود، كوه های سبلان، چهل نور و گردنه صايين اين منطقه را از استان اردبيل جدا می كند. مدارهای 45درجه و 5 دقيقه و 36 درجه و 22 دقيقه منتهی اليه باختري و خاوري مختصات جغرافيايی اين استان را مشخص می كنند. آذربايجان شرقی از نظر وسعت يازدهمين استان كشور ايران است كه تقريبا 8/2 درصد از خاك كشور جمهوری اسلامی ايران را در بر می گيرد. آذربايجان شرقي؛ منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است. آذربايجان تا حدودی تحت تاثير جريان های مرطوب دريای مديترانه از سمت باختر و جنوب باختری قرار دارد و توده های هوای سرد سيبری نيز از شمال بر آب و هوای آن اثر می گذارد. با توجه به ويژه گی های اقليمی، اين استان از اواخر ارديبهشت ماه تا پاپان مهر ماه مناسب ترين زمان برای گردش های تابستانی و ساير ماه های سال مناسب گردش های زمستانی است. گردشگراني كه در ماه های بهار و تابستان به منطقه مسافرت می كنند می توانند به نحو مطلوبی از زيبايی های طبيعی و ديدنی های تاريخی و باستانی استان بهره مند شوند.  

 رودخانه های استان آذربايجان شرقی يكی از مهم ترين شاهرگ های اقتصادی مردم استان هستند كه برخی از آن ها از ويژگی های خاص گردشگری و تفريحی نيز برخوردار هستند. مهم ترين رودخانه های اين استان را ارس، آجی چای، اسكو چای، القنا چای، اهر چای، تورفاقان چای، دوزال چای، سيلن چای، سيد آوا چای، صوفی چای، قالاچای، قرانقوچای، آيدوغموش چای، ليقوان چای، رودخانه مردق يا موردی چای تشكيل می دهند. خاصيت كوهستانی و پستی و بلندی های فراوان و ژئومورفولوژی خاص اين ناحيه سبب به وجودآمدن آبشارهايی دراستان شده كه بسيار مورد توجه مردم منطقه و گردشگران قرارمی گيرد. آبشارهای شناخته شده استان آذربايجان شرقی را آبشارهای عيش آباد و آسياب خرابه تشكيل می دهند. استان آذربايجان شرقی به دليل شرايط زمين شناختی، ازكانون های مهم آب معدنی و آب گرم نيز به شمار می آيد. در قسمت های مختلف اين استان؛ آب های گرم متعدد با خواصی ويژه وجود دارند كه در طی ساليان طولانی مورد استفاده مردم به ويژه اهالی بومی بوده است. مهم ترين اين چشمه ها عبارتند از: چشمه الله حق، چشمه آبرس، چشمه تاپ تاپان، چشمه ورجوی، چشمه گشايش، چشمه آب گرم سراب، چشمه معدنی صوفيان، چشمه آب معدنی كندوان.

 استان آذربايجان شرقی از درياچه های وسيع و عميق برخوردار نيست ولی تالاب های زيادی دارد كه همگی از ارزش های گردشگری برخوردار هستند. تالاب های استان آذربايجان شرقی علاوه بر جاذبه های گردشگری از ارزش های زيست محيطی بالايی نيز برخوردارند. بيش تر تالاب های اين استان در محدوده شهرستان های مراغه و هشترود واقع شده اند و مهم ترين آن ها عبارتند از: تالاب آلما گلی، تالاب قباد لو، تالاب ماهی آباد، تالاب يانيق گلی، تالاب بزوجق گلی، تالاب قوشاگلی، تالاب زولبين گلی، تالاب يوسفلو، تالاب ديب سيز، تالاب خرمالو.
استان آذربايجان شرقی علاوه بر تالاب های متعدد، سدهای خاكی برای مهار آب و آبزی پروری دارد كه شرايط مساعدی برای جذب پرندگان مهاجر فراهم كرده وضمن آن كه چشم اندازهای جالبی به وجود آورده به جهت غنای بيولوژيك منطقه نيز دارای اهميت زيادی است. برخی از اين سدها عبارتند از: سد خاكی ملا يعقوب، سد خاكی خرم درق، سد خاكی قاضی كندی، سد خاكی مينق، سد خاكی علويان كه در شهرستان های مختلف استان پراكنده شده اند.
    آذربايجان از نظر تيپولوژی كوه های ايران از اهميت خاصی برخوردار است. 3 رشته مهم و اصلی كوه های ايران يعنی البرز، زاگرس و مركزی در اين منطقه به هم پيوسته اند و فلات كوچك و مرتفعی را پديد آورده اند. فلات آذربايجان را ديواره های رشته جبال مرتفع و پوشيده از برف آرارات در شمال باختری، رشته های پراكنده و نامنظم ارسباران – قره داغ و قوشاداغ و سبلان در شمال خاوری، رشته كوه های بزغوش در شمال و خاور، ارتفاعات قافلان كوه در خاور و جنوب خاوری، رشته كوه سهند در جنوب و درياچه اروميه در باختر در برگرفته است.
در فلات آذربايجان دو منطقه بارز و قابل نفوذ وجود دارد : يكی دشت چالدران و دره قطور در شمال باختری، ديگری دشت مغان در شمال خاوری، در ساير قسمت های به علت وجود ارتفاعات، دره های عميق و ساير موانع طبيعی، معابر قابل نفوذ كم تری يافت می شود. آذربايجان شرقی منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است.
بلندترين نقطه استان قله سهند (3722 + متر) در 50 كيلومتری جنوب تبريز و پست ترين نقطه آن در حوالی درياچه اروميه (1220 + متر) قرار دارد. استپ های كوهی قسمت پهناوری از نواحی بلند آذربايجان را پوشانده اند. درشمال آذربايجان به ويژه در بخش قره داغ (ارسباران) هر جا امتداد كوه ها در مقابل وزش بادهای باران زای مديترانه ای باختری و خزری قرار گرفته، جنگل های تنك يا انبوهی بوجود آمده است كه در بعضی قسمت ها فاقد گياهان زير درختی است. سهند، سبلان، بزغوش، كمتال، قوشا داغ، كيامكی، سلطان سنجر، سلطان داغی، ميشو و مورو داغ مهم ترين ارتفاعات استان هستند كه علاوه بر ويژگی های جغرافيايی دارای زيبايی های طبيعی خاص و امكانات ورزش كوه نوردی است. در دل كوه های منطقه آذربايجان شرقی غارهای متعددی وجود دارند كه از جاذبه های خاص گردشگری برخوردارند. اين غارها عبارتند از: غار هامپوييل (كبوتر)، غار آغ بولاق، غار دوگيجان، غار اسكندر. از مجموع دشت ها و جلگه هايی كه در سطح استان آذربايجان شرقی وجود دارد؛ شش دشت به دلايل اقتصادی و جاذبه های خاص سياحتی اهميت زيادی دارد. اين دشت ها عبارتند از: دشت تبريز، دشت آذرشهر، دشت مراغه، دشت اهر. وجود دره های سرسبز و با صفا يكی از ويژگی های اصلی توپوگرافيكی استان آذربايجان شرقی است. اين دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های ميوه، رودخانه های روان، چشمه های جوشان با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می روند. دره های كوهستان سهند، دره ليقوان، دره گشايش، دره سعيد آباد و دره پيغام از مهم ترين دره های با قابليت گردشگری استان هستند.

 آذربايجان از نظر تيپولوژی كوه های ايران از اهميت خاصی برخوردار است. 3 رشته مهم و اصلی كوه های ايران يعنی البرز، زاگرس و مركزی در اين منطقه به هم پيوسته اند و فلات كوچك و مرتفعی را پديد آورده اند. فلات آذربايجان را ديواره های رشته جبال مرتفع و پوشيده از برف آرارات در شمال باختری، رشته های پراكنده و نامنظم ارسباران – قره داغ و قوشاداغ و سبلان در شمال خاوری، رشته كوه های بزغوش در شمال و خاور، ارتفاعات قافلان كوه در خاور و جنوب خاوری، رشته كوه سهند در جنوب و درياچه اروميه در باختر در برگرفته است.
در فلات آذربايجان دو منطقه بارز و قابل نفوذ وجود دارد : يكی دشت چالدران و دره قطور در شمال باختری، ديگری دشت مغان در شمال خاوری، در ساير قسمت های به علت وجود ارتفاعات، دره های عميق و ساير موانع طبيعی، معابر قابل نفوذ كم تری يافت می شود. آذربايجان شرقی منطقه مرتفعی است كه كوه های بلند از جهات مختلف سراسر آن را فرا گرفته و موجبات پيدايش جلگه های مغان، تبريز، سراب و مراغه را فراهم كرده است.
بلندترين نقطه استان قله سهند (3722 + متر) در 50 كيلومتری جنوب تبريز و پست ترين نقطه آن در حوالی درياچه اروميه (1220 + متر) قرار دارد. استپ های كوهی قسمت پهناوری از نواحی بلند آذربايجان را پوشانده اند. درشمال آذربايجان به ويژه در بخش قره داغ (ارسباران) هر جا امتداد كوه ها در مقابل وزش بادهای باران زای مديترانه ای باختری و خزری قرار گرفته، جنگل های تنك يا انبوهی بوجود آمده است كه در بعضی قسمت ها فاقد گياهان زير درختی است. سهند، سبلان، بزغوش، كمتال، قوشا داغ، كيامكی، سلطان سنجر، سلطان داغی، ميشو و مورو داغ مهم ترين ارتفاعات استان هستند كه علاوه بر ويژگی های جغرافيايی دارای زيبايی های طبيعی خاص و امكانات ورزش كوه نوردی است. در دل كوه های منطقه آذربايجان شرقی غارهای متعددی وجود دارند كه از جاذبه های خاص گردشگری برخوردارند. اين غارها عبارتند از: غار هامپوييل (كبوتر)، غار آغ بولاق، غار دوگيجان، غار اسكندر. از مجموع دشت ها و جلگه هايی كه در سطح استان آذربايجان شرقی وجود دارد؛ شش دشت به دلايل اقتصادی و جاذبه های خاص سياحتی اهميت زيادی دارد. اين دشت ها عبارتند از: دشت تبريز، دشت آذرشهر، دشت مراغه، دشت اهر. وجود دره های سرسبز و با صفا يكی از ويژگی های اصلی توپوگرافيكی استان آذربايجان شرقی است. اين دره ها با پوشش گياهی دل انگيز، كشت زارهای سرسبز، باغ های ميوه، رودخانه های روان، چشمه های جوشان با چشم اندازهای زيبا از منابع طبيعی و جهانگردی مهم استان آذربايجان شرقی به شمار می روند. دره های كوهستان سهند، دره ليقوان، دره گشايش، دره سعيد آباد و دره پيغام از مهم ترين دره های با قابليت گردشگری استان هستند.

 ژئوتوريسم كه در ابتدا گردشگری زمين شناسی ناميده می شد در آخرين مطالعات محققان «گردشگری جغرافيايي» نام گرفته است كه مفهوم آن بازديد و بهره برداری از جاذبه های جغرافيايی بدون لطمه زدن به طبيعت معنی شده كه مفهومی فراگيرتر و گسترده تر از پيش داشته و دامنه وسيعی را در بر می گيرد. بازديد از جاذبه های جغرافيايی كه يكی از مهم ترين آن ها جاذبه های ژئومورفولوژی و زمين شناسی است؛ امروزه يكی از شاخه های ژئوتوريسم را تشكيل می دهد. استان آذربايجا شرقی كه قسمت بزرگی از آن در دوره ائوسن (دوران سوم) و كواترنر(دوران چهارم) تشكيل شده و سنگ های آن از انواع آذرين و خاكسترهای مواد آتشفشانی مركب هستند، از جمله مناطق با قابليت ايران برای توسعه ژئوتوريسم است.
آذربايجان شرقی را از نظر زمين شناسی می توان به 3 واحد مشخص متمايز نمود:
1- توده هايی با منشاء مواد متشكله رسوبی و دارای ساختمان نسبتا جوان همانند دشت ها و جلگه های استان
2- توده آتشفشانی سهند و سبلان كه مواد خروجی آن ها قسمت عمده ای از سرزمين آذربايجان را فرا گرفته و موجب پيدايش ارتفاعات مهمی نظير كوهستان بزغوش شده و آثار مواد خروجی، در غالب نواحی استان، ايجاد مخروطه های آتشفشانی كرده است.
3- قسمت هايی كه مواد سازنده آن ها از سنگ های دگرگونی است و در مقايسه با دو واحد ديگر كم تر بوده و به طور پراكنده در بعضی از نواحی منطقه وجود دارند.
خاك، پستی و بلندی و عوارض ناشی از آن و تا حدی پوشش گياهی و عمليات كشاورزی در نواحی مختلف آذربايجان شرقی با يك ديگر اختلاف زيادی دارند. اين عوامل خاك شناسی تحت تاثير آب و هوای خشك منطقه در درازای مدت زمين شناسی، انواع خاك های اين ناحيه را توليد نموده اند. مواد توليد كننده خاك با پوشش استپی و نيمه استپی، و عوارض پستی و بلندی تحت شرايط آب و هوايی مزبور، در درازای دوران های زمين شناسی خاك های ناحيه ای از قبيل: براون (Brown) و چستنات (Chestnut) را از گروه خاك های كامل توليد نموده كه به طور مجزا و يا توام با خاك های ديگر نظير سيروزم (Sierozem) و ليتوسل (Lithosol) در نقاط مختلف استان به چشم می خورند. سطح اعظم جلگه ها و كليه نواحی كوهستانی نيز از خاك های فوق تشكيل يافته اند.
خاك دشت ها و دره ها كه از مواد رسوبی قديمی و بعضا نوبنياد بوجود آمده است در بعضی نقاط به علت تاثير عوامل خاك شناسی، آثار تشكيل طبقات ژنتيكی خاك را بر روی رسوبات قديمی نشان می دهد (نظير دشت مغان)‌ ولی خاك بيش تر مناطق از گروه غير ناحيه ای و يا بين ناحيه ای است. وضع قرار گرفتن خاك بيش تر جلگه ها و دره های وسيع استان بر روی مواد اوليه به نحوی است كه يك نواختی خاصی از نقاط پست جلگه تا ارتفاعات را نشان می دهد.

 در سطح آذربايجان شرقی پوشش گياهی شال پوشش های جلگه ای، دره ای، كوهستانی و جنگلی می شود. دامنه ارتفاعات استان آذربايجان شرقی مملو از گياهان و پوشش گياهی غنی برای چرای دام هاست. انواع درختان راش، بلوط، ممرز، افرا، ون، و بعضی درختان ميوه جنگلی مانند گردو، گيلاس، فندوق، سيب، گلابی در جلگه ها و دره های اين استان ديده می شوند. در شمال ارسباران دره ارس و بخش ورزقان شهرستان اهر، كوه های قازان داغی و قندران باشی واقع شده كه پوشيده از درختان جنگلی و مراتع كوهستانی است. اين منطقه كه به نام منطقه جنگلی ارسباران شهرت دارد، از زيباترين و بكرترين مناطق استان به شمار می رود. كوه های گويجه بيل پوشيده از درختان نيمه جنگلی و مراتع سرسبز و خرم است كه در جنوب باختری اهر واقع شده و محل ييلاق ايلات قره خانلو و مدد لو است. گونه های درختی جنگل های اهر را بيش تر بلوط و ممرز تشكيل می دهد.
در بيش تر نقاط استان؛ گياهانی از قبيل كنگر وحشی، خارشتر، چمن خاكشير، قياغ اولی، شيرين بيان، روناس، گند ميان، بومادران، گون و كتيرا كه كاربرد دارويی و صنعتی دارند، می رويد. جنگل های شهرستان های مراغه و هشترود نيز از نظر درجه اهميت در مرتبه بعدی قرار دارد. اين جنگل ها كه از وسعت كم تری نسبت به جنگل های ارسباران برخوردارند، پوشيده از درختچه های گز هستند. علاوه بر كانون های جنگلی، بيشه زارهای متعددی نيز در نقاط مختلف استان آذربايجان شرقی از جمله پيرامون درياچه اروميه، قوری گول و برخی از تالاب ها وجود دارد كه مورد استفاده گردشگری قرار می گيرد.

 در استان آذربايجان شرقی به دليل وجود كوهستان ها، دره ها، جلگه ها و دشت های متعدد و تنوع آب و هوايی می توان انواع جانوران و پرندگان را مشاهده نمود. انواع پستانداران چون: گرگ، گراز، بز وحشی، ميش، خرس، خرگوش، آهو، شغال، روباه و قوچ از جمله جانورانی هستند كه در كوهستان های متعدد اين استان زندگی می كنند.

 مناطقی دراستان آذربايجان شرقی وجود دارند كه از جمله مناطق توريستي– طبيعی خاص به شمار می آيند. از جمله ی اين مناطق می توان جنگل های زيبای ارسباران، سواحل درياچه اروميه و قله سهند را نام برد. جنگل های ارسباران در شمال ارسباران، دره ارس و بخش ورزقان شهرستان اهر، كوه های قازان داغی و قندران باشی واقع شده كه پوشيده ازدرختان جنگلی و مراتع كوهستانی است. سواحل درياچه اروميه نيز علاوه بر اين كه در برگيرنده پرندگان مهاجر استان است، محل استفاده از آب های درياچه اروميه كه خاصيت های درمانی دارند نيز به شمار می آيد. دامنه ها و قله های برفی سهند نيز از ديگر نقاط توريستی – طبيعی استان آذربايجان شرقی هستند كه همواره مورد بازديد گردشگران و كوه نوردان قرار می گيرند. سهند را عروس كوهستان های ايران گويند، زيرا سطح تمام منطقه كوهستان، پوشيده از گياه و چمن و گل و مرتع بوده و در بهاران گلزاری است بی نظير و بی همتا.
توده آتشفشانی سهند در 50 كيلومتری جنوب شهرستان تبريز قرار گرفته است. حد شرقی آن از شهرستان هشترود، سراسكند و قره چمن گذشته تا حدود قافلانكوه پيش رفته است. اين رشته كوه تقريبا مدور، در ميان جلگه تبريز- مراغه قرار گرفته و جهت آن بين دره قزل اوزن و گودال درياچه اروميه، شرقی – غربی می باشد. جبهه جنوبی آن به سمت مراغه و جبهه شمالی آن به طرف تبريز متوجه است، اما امتداد آن از حدود قافلان كوه تا نزديكی های درياچه اروميه كشيده شده و رودخانه هشترود آن را بريده و برای وصول ميانه چای به قزل اوزن، راهی برای خود باز كرده است. در پاره ای نقاط نيز رودخانه شهرچای و قره چمن چای آن را در مسير جاده ترانزيتی تبريز- تهران از حدود قره چمن به بالا از رشته بزغوش جدا می كند. طول اين رشته به خط مستقيم بين تبريز و مراغه در حدود 75 كيلومتر است وقله سهند در سمت راست اين خط مستقيم واقع می باشد. طول رشته سهند از شرق به غرب در حدود 100 كيلومتر است.
زمين شناسي: پراكندگی مخروط های آتشفشانی سهند از يك نظم كلی تبعيت نكرده اند. اين مخروط و قلل به صورت منفرد، سری، خطی و متحدالمركز ديده می شوند. شكل آتشفشانی بزرگ مانند قرمز گل، سلطان داغی و قارميش داغی از نظر تقسيم بندی كلاسيك آتشفشانی، جزو دسته مختلط به شمار می آيند. مواد حاصله، دارای چينه بندی مشخص می باشندف يعنی فعاليت آتشفشانی آن ها در چند مرحله صورت گرفته است. آتشفشان قرمز گل، قديمی ترين آتشفشان سهند است كه در دوره ميوسن ميانی فعاليت داشته است (12 ميليون سال پيش). در صورتی كه سلطان داغی و قارميش داغ ده ميليون سال پيش فعال بوده اند. دهانه دو آتشفشان بزرگ در نتيجه عمل فرسايش از بين رفته و قسمتی از دهانه آن به وسيل مخروط آتشفشان های جديد پوشيده شده است. آتشفشان های يك مرحله ای در سهند فراوان است كه جوان تر از آتشفشان های چند مرحله ای می باشند و به طور جدا از هم، گاهی به صورت قله های گرد و پستان مانند در دامنه آتشفشان های بزرگ تشكيل شده اند. در ساختمان كوه های سهند كنگلومرای آتشفشانی، گدازه های آندزيتی، لايه های پونس دار، روانه های برش، اينمبريت، لاهار و بالاخره گدازه های داسيت جلب توجه می كنند و طرز قرار گرفتن هر كدام از آن ها، مورفولوژی خاصی به توده كوهستان سهند داده است. از آن جايی که هشت ماه از سال قله ها و دهانه های سهند از برف و يخ پوشيده شده است، عوامل موثر در تغيير شكل كوهستان سهند، تاثير درجه حرارت، جريان آب ها و عمل فرسايش آبی و يخچالی اهميت مخصوصی دارند. بنابراين به علت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگ ها به صورت تخته سنگ هايی ورقه ورقه درآمده اند. مانند سلطان داغی، كچی قيه سی، حيدريوردی، شرشر داغی. مواد آتشفشانی سهند بر روی رسوبات دوران های مختلف (از پالئوزوئيك تا ميوسن) مساحت تقريبی 4500 كيلومتر مربع را پوشانيده است. اين عدد قشر نازك خاكسترهای آتشفشانی سهند در مناطق دوردست را شامل نمی شود. فعاليت آتشفشانی سهند از دوران پليوسن شروع گرديده و در 140 هزار سال قبل به پايان رسيده است. تعيين سن مطلق گدازه های مختلف سهند بين 12 ميليون سال تا 140 هزار سال برآورد شده است.
آتشفشان سهند در چند مرحله فعاليت داشته و در حد بين اين فعاليت ها، آرامش نسبی برقرار بوده است. وجود رسوبات حاصل از فرسايش مواد آتشفشانی و سن مطلق نمونه ها، اين مسئله را تاييد می كند. وفور خاكسترها همراه با قطعات پونس دار كه در فواصل دور پراكنده شده اند (مراغه، هشترود، ميانه) نشان دهنده انفجارهای شديد آتشفشانی سهند می باشد. اين مسئله در مدفون شدن بقايای پستانداران حوالی مراغه بی تاثير نبوده است.
تركيب گدازه های سهند غالبا از نوع ريوليت، داسيت، اندزيت، توفها و خاكسترهای آتشفشانی وابسته است. به احتمال زياد پيدايش آتشفشان های سهند به تجديد فعاليت گسل سلطانيه تبريز كه از منطقه سهند عبور می كند مربوط است. طبق تحقيقات اندروسوف، در ابتدای دوران سوم و ما قبل آن كه ميليون ها سال با ما فاصله زمانی دارد، در محل ارتفاعات آذربايجان، دريای بزرگ تتيس قرار داشت كه بعدها به واسطه حركات كوهزايی پوسته زمين و ايجاد سلسله جبال آلپ و فلات آسيای صغير، فلات آذربايجان و ارتفاعات سهند تشكيل گرديد. طبق نظريه و عقيده اكثر علمای زمين شناس توده سهند در دوران سوم دارای آب و هوای معتدل و گرم بوده و سراسر منطقه سهند را جنگل های انبوه فرا گرفته بود و حيوانات عظيم الجثه در آن زندگی می كرده اند. مويد اين نظريه، تحقيقات ژاك دومرگان جغرافيدان فرانسوی است كه ضمن كاوش و تحقيق در دره ای كه در شش كيلومتری شمال مراغه واقع بوده به استخوان ها و سنگواره های حيوانات عظيم الجثه ای برخورد نمود. وی معتقد است جنگل های انبوه در اوايل دوران سوم قبل از آتشفشانی سهند، زمين های مراغه را فرا گرفته و حيوانات غول پيكری در آن جنگل ها زندگی می كرده اند. در حال حاضر وجود معادن زغال سنگ مراغه از بقايای اين جنگل متحجر است. تحقيقات با ارزش علمی ژاك دومرگان بسياری از مسايل مربوط به زمين شناسی سهند را روشن می سازد.
سنگواره و فسيل های سهند، اولين مرتبه در سال 1337 هجری قمری ضمن كاوش های خانيكف دانشمند روسی، در دره موردی چای پيدا شد. نشانه های حيات مربوط به شش ميليون سال قبل در دامنه های سهند جنوبی كشف شد در اين زمان ببر دندان خنجری(سميلودونت) ماستودون، جانوران علف خوار نظير اسب، كرگدن، زرافه، دو نوع فيل و غزال كه در منطقه شمال مراغه زيست می كردند كه قدمت حيات آن ها به شش تا نه ميليون سال می رسد. اين كاوش نشان می دهد كه پرندگان، لاك پشت ها، مارها و انواع ماهی ها در اين دوره می زيستند و يك نوع ميمون كوچك به نام نروپتيكوس و نوعی گوريل عظيم الجثه كه ارتفاعش به 40/2 متر می رسيد به نام جيگانتو پتيكوس نيز در اين دوران حيات داشته اند.
در دامنه كوه های سهند در ناحيه كيرج اوه مراغه جانورانی يافت شده است كه مربوط به اواخر ميوسن يعنی تشكيل خشكی پونسين است. نهشته هايی كه به جا گذاشته شده عبارتند از: آهك های آب شيرين، ماسه رودخانه ای، توف ها و خاكسترهای آتشفشانی. در دره های كوهستان سهند، چمن های وسيعی وجود داشته كه گله های متعدد زرافه، اسب، كرگدن، غزال و خوك در آن به سر می بردند كه در نتيجه فعاليت اتشفشانی سهند در زير خاكسترهای آن مدفون شده، به حالت سنگواره درآمده اند. در اين منطقه غنی ترين گسترش فيل های بيشماری از پستانداران دوران سوم وجود دارد. معروف ترين فسيل مربوط به يك ماهی استخوانی به نام براكی لبياس پرسيكوس كه به نام ايران قديم يعنی «پرس» نام گذاری شده است.
در منطقه سهند، آثار يخچالی زيادی وجود داشته است که به علت فعاليت های آتشفشانی، بسياری از آن ها از گدازه های آذرين پوشيده شده يا در اثر آب های جاری از بين رفته است. با اين حال در دره های چينی بولاغ، گنبر (كنبرف)، صوفی چای و موردی چای بلوك های يخچالی جلب توجه می نمايد. زيباترين سيرك و بارگاه يخچالی در شمال سلطان داغی در جنوب شرقی روستای عنصرود (آستاری) به ارتفاع 3376 متر از پخش اسكو قرار دارد. آب های روان با عمل تخريب شديد و رسوب گذاری عظيم شكل منطقه سهند را عوض كرده اند. آب ها علاوه بر تخريب ارتفاعات و تشكيل دره های بزرگ در مواقع آتشفشانی به تشكيل لاهار و اينمبريت مبادرت كرده اند. در موقع بروز آتشفشان گدازه ها و خاكسترها با آب ناشی از ذوب برف ها يا باران های سيل آسا مخلوط شده، توده های درهم گل را به وجود آورده اند كه اين توده روان گلی و آتشفشانی به نام «لاهار» ناميده می شود. در آذربايجان به مجموعه لاهار و اينمبريت و پونس ها كه غالبا سفيد رنگ هستند «كران» گويند. ابنمبريت به سبب فرسايش خاص خود به صورت برجستگی های افقی، ستونی، مخروطی و هرمی شكل درآمده است. دهكده كندوان در شمال بخش اسكو از شهرستان های تبريز و روستای جراغيل و آثار دره چينی يولاغ بهترين نمونه برجستگی های مخروطی و هرمی شكل اينمبريت می باشند.
قله ها : سهند يكی از بزرگ ترين برجستگی های آذربايجان و از مهم ترين كوه ها آتشفشانی خاموش ايران است كه ارتفاع قابل ملاحظه آن مولود تراكم توف ها و خاكسترهای آتشفشانی بوده كه در زمان های خيلی قديم از دل كوه بيرون ريخته اند.
بلندترين قله سهند به نام جام داغی به ارتفاع 3722 متر از تعداد زيادی قله های آذرين تشكيل يافته است كه بلندی 17 قله آن از 3000 متر تجاوز می نمايد. تمايز سهند با كوه های غربی ايران، ويرانی قلل بعضی كوه های آن است. به جای ارائه يك قله منفرد مخروطی مانند سبلان سه قله مرتفع در روی خطی به طول 12 كيلومتر ارائه داده است.
از شهرستان تبريز، حداقل هشت قله كوهستان سهند كه ارتفاع آنها از 3200 متر تجاوز می كند نظير سلطان داغی در مغرب و كريم داغی يا كوه ليقوان در مشرق به وضوح و آشكار ديده می شود. اين ارتفاعات قابل ملاحظه و مرتفع، رطوبت هوای مناطق مجاور را به سوی خود جلب می كند به نحوی كه تا اوايل تيرماه، از برف پوشيده بوده و گاهی در دامنه ها و جبهه های شمالی آن برف از سالی به سال ديگر باقی می ماند.
علاوه بر قلل مهم، قله های ديگری در مكان های مختلف اين كوهستان به نام قاسم داغ، آق داغ، درويش داغی، قازان داغی، قشلاق داغی و غيره واقع شده اند. سهند مابين جلگه تبريز و مراغه و مياندوآب از ايوان های پست از 137 متر تا 1500 متر بلندی تشكيل شده و آثار ايوان های پله مانند در بلندی های خيلی پشت حومه تبريز يعنی خسروشهر وجود دارد و گمان می رود كه اين ايوان پست، پايان دوره های عقب نشينی يك درياچه درونی باشد كه درياچه اروميه از بقايای آن است.
سهند خط فاصل بين دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان را به وجود آورده است. قلل سهند در مركز از يك جلگه گرم در تابستان و نزديك به يك درياچه نسبتا وسيع كه تبخير آبش در تابستان قابل ملاحظه است (درياچه اروميه) قرار گرفته و بيش ترين ابرها را به خود جلب می كند.
رسوبات آبرفتی سهند تا چندين ده كيلومتری، مناطق اطراف را پوشانيده است كه به حوزه های تبريز، اسكو، آذرشهر، عجب شير، مراغه، هشترود و بستان آباد معروف هستند. در اين كوهستان، بريدگی های سخت، دامنه های شيبدار و دره های عميق و باريك و قله های متعدد در موازات همديگر به وجود آمده اند كه در اين دره ها، جويبارها و رودخانه های زيادی به سوی دو آبگير عمده آذربايجان يعنی دره قزل اوزن (دريای خزر) و درياچه اروميه جريان دارند.
دهانه قله جام داغی سهند شكل مخروطی خود را تقريبا از دست داده است. در پنج كيلومتری جام داغی، در روی يك خط كوهستانی دومين قله سهند به نام خرم داغی قرار گرفته كه 3562 متر ارتفاع دارد.
معروفترين قلل مركزی سهند، چماقلو، شكرداغ و درويشلرداغی (اولياء داغ) هستند كه دره های معروف بايندر و شاه يوروی را به وجود آورده اند. اين دره های پرآب سرچشمه رودخانه صوفی چای مراغه و قرانقوی هشترود می باشند.
در جبهه شمالی، سهند مشرف به جلگه تبريز و بستان آباد است. كوه های بويوك داغ، كمال داغی، قوش گولی، بركت داغی، و ميرچی داغ، الوان داغ، رزی داغی، قطور داغی، قازان داغی، موتال داغی و هروداغی واقع شده اند. آب های جاری در دره های اين كوه های بلند و برف گير، سرچشمه رودهای ليقوان چای، سعيدآباد چای و اوجان چای می باشند.
در شمال غربی سهند كه بخش اسكو در دامنه های آن قرار گرفته است كوه های سلطان داغی كه سومين قله سهند محسوب شده و از تبريز ديده می شود همراه ارشد داغی، سنجر داغی، قارمش داغی، نوورداغی، كندوان داغی و زين جناب داغی قرار گرفته اند. ارتفاع سلطان داغی در حدود 3376 متر بوده و در قله آن زيارتگاهی است به نام سلطان حسامه يا حسام الدين فرقد، كه مورد توجه روستاييان اين منطقه می باشد.
كوه های غربی سهند در بخش آذرشهر و عجب شير واقع شده اند. در بخش دهخوارقان (آذرشهر) كوه های سهند با شيب ملايم در مغرب، به سوی درياچه اروميه كشيده شده اند. معروف ترين كوه های بخش آذرشهر، كوه قرمز گل داغی، يارقان داغ، دستجرد، پيرچوپان، قبله داغی، گنبر داغی و قاف داغی (قافلانتا) هستند. رودخانه توفارقان چای از اين كوه ها به سوی آذرشهر جاری است.
در بخش عجب شير و در مشرق آن به فاصله 20 كيلومتری، كوه های معروفی از سهند قرار گرفته اند كه عبارتند از: بارازداغی، كوه ينجگه، قوزلوجه داغی، هرگلان داغی و چروری. در كوه ينجگه از سهند غربی قلعه معروف ضحاك بنا شده است. از كوه های غربی سهند رودخانه قالاچای (قلعه رود) سرچشمه گرفته و بخش عجب شير را مشروب می سازد. مهم ترين كوه جنوبی سهند كه مشرف بر جلگه مراغه می باشد قشلاق داغی است. در مشرق سهند كوه معروف آن داغ واقع شده كه 2950 متر ارتفاع دارد.
علاوه بر قلل مشهوری كه نام برده شد، در روی خطی به طول 100 كيلومتر و عرض 40 كيلومتر تعداد بی شماری قله های كم ارتفاع وجود دارد كه پيشكوه های سهند ناميده می شوند.
آب ها: آب رودهای دايمی منطقه سهند از ذوب برف های فراوان آن و از چشمه سارهای بی شمار كوهستان تامين می شود كه غالبا پس از مشروب كردن اراضی شهرها و آبادی ها و روستاها به درياچه اروميه و دريای خزر می ريزد.
به طور كلی سهند دو آبگير عمده دارد: دريای خزر و درياچه اروميه
بزرگ ترين رود آبگير خزر، رودخانه قرانقو است كه همراه با رودهای هشترود به قزل اوزن وارد می شود. قزل اوزن پس از طی مسافتی در آذربايجان شرقی در ناحيه منجيل گيلان به نام سفيدرود خوانده شده، به دريای خزر می ريزد.
رودهای آب گير درياچه اروميه عبارتند از:
در شمال و جبهه شمالی آن رودهای سعيد آباد، مهران رود، زين جناب و ليقوان چای.
در غرب اسكو چای، گنبر چای آذرشهر و قالاچای عجب شير.
در جنوب صوفی چای مراغه، موردی چای، ليلان چای و قوری چای ملكان.
در مشرق اوجان چای بستان آباد و قاباق چای
غير از رودهای مذكور سيلاب های فراوانی در اين منطقه جريان دارد كه به جلگه ها سرازير شده يا به رودهای دائمی می ريزند.
آب مشروب برخی از شهرها و بخش های آذربايجان و اكثر روستاهايی كه در دامنه های سهند قرار گرفته اند از اين كوهستان تامين می شود. املاح محلول در آب رودهای شمالی و شمال غربی حوضه سهند (منطقه تبريز) بين 60 تا 400 ميلی گرم در ليتر و آب رودهای حوضه جنوبی (منطقه مراغه) بين 150 تا 900 ميلی گرم در نوسان است. بدين ترتيب آب شهر تبريز كه از كوه های سهند و دره های ليقوان، هروی و بيرق تامين می شود، سبك تر و گواراتر از آب شهر مراغه است.
در دامنه های سلسله كوهستان سهند، آبادترين و پرجمعيت ترين روستاهای آذربايجان استقرار يافته اند. دره های آبرفتی خاك حاصل خيز باران و رطوبت و دمای مساعد و ييلاقی سبب تجمع انسان های فعال و زحمتكش در اين منطقه شده است.
از مهم ترين دره ها و كوهپايه های سهند می توان دره ليقوان، دره متنق، اسكو، كندوان، هرگلان، گنبر، بايندر دره سی، شاه يوردی، چينی يولاغ، چيچكلو وقرخ بولاغ را نام برد كه در سايه استقرار در دامنه های سهند و استفاده از مواهب طبيعی موجود، روستاهای آباد را به وجود آورده اند.
سهند را عروس كوهستان های ايران گويند، زيرا سطح تمام منطقه كوهستان، پوشيده از گياه و چمن و گل و مرتع بوده و در بهاران گلزاری است بی نظير و بی همتا.
مراتع سهند بهترين مكان برای ايلات و عشاير جنوب آذربايجان و منطقه بناب و مياندوآب و مهاباد به شمار می آيد. لبنيات و پنير ليقوان و عسل مرغوب در تمام روستاهای تابعه سهند و سهندآباد، محصول وجود گياهان معطر و آب و هوای كم نظير و ييلاقی سهند است.

 اين كوه با ارتفاع 3700 متر در محدوده شهرستان تبريز و در 50 كيلومتری جنوب باختری مركز شهرستان تبريز واقع شده است. جهت كوه شمال باختری - جنوب خاوری بوده و قله آن از نظر جغرافيايی در 46 درجه و 2 دقيقه درازای خاوری و 37 درجه و 44 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است.

 آجی چای يا تلخه رود با حوزه آبريزی به مساحت 8547 کيلومتر مربع، در 10 كيلومتری شمال تبريز در دره های كوه عينالی (سرخاب) جاری است. حوزه آبريز اين رود از خاور رشته كوه های سبلان، قوشاداغ اهر، بزغوش، ارسباران (كوه های گويجه بل)، قسمت سفلی كوه های گمناب و ايری داغ (كوه بزرگ شمال تبريز) از باختر ميشو داغ و از سمت جنوب خط الراس سهند می باشد. آب های دامنه های جنوبی سبلان پس از طی مسافتی وارد منطقه آبريز اين رود می شوند. شور چای از جنوب سراب و رودخانه پسلر و تاجيار سراب در ناحيه اندرآب به هم پيوسته شاخه اصلی آجی چای را تشكيل می دهند. آب اين رودخانه تا قصبه مصربان تا حدودی شيرين است ولی در ناحيه دوزدوزان به علت عبور از طبقات نمكی و قليايی مواد محلول آن افزايش يافته و شور می شود. به همين جهت به آجی چای يا تلخه رود مشهور گرديده است. رنگ آب اين رودخانه در حوالی شهر تبريز به واسطه املاح رسی و اكسيد آهن، قرمزاست.
طول رودخانه آجی چای 160 كيلومتر و جريان آن از خاور به باختر است اين رودخانه به طور متوسط 547 ميليون متر مكعب آبدهی سالانه دارد كه از باختر تبريز و در زمين های باتلاقی به سوی درياچه اروميه جريان يافته و به اين درياچه وارد می شود. دبی متوسط تلخه رود 74/8 متر مكعب در ثانيه و پرآب ترين ماه آن فروردين ماه است. آجی چای مهم ترين رود دشت تبريز است. در حوزه شمالی دشت تبريز 7 رودخانه به نام های دريان، شبستر، سيس، صوفيان، سينيخ، گونبات و باباداغی جاری است که دو رودخانه گونبات و باباداغی به آجی چای وارد می شوند و بقيه در حوزه آجی چای به درياچه اروميه می ريزند. بر روی رودخانه آجی چای در چندين محل پل های قديمی تاريخی و تازه ای ساخته اند كه يكی از اين پل ها به زمان شاه اسماعيل صفوی مربوط می شود.

 رودخانه سيد آوا (سيد آوا چای) رودخانه تقريبا پر آبی است كه آبادی سعيد آباد در كنار آن واقع شده است. منشا آب اين رودخانه که از كوه هرم داغی و از جبهه شمالی كوهستان سهند سرچشمه می گيرد، برف های سنگين كوهستان سهند است. جريان اين رودخانه جنوبی - شمالی است و در سرچشمه آن روستای ثمر خزان قرار دارد. جريان آب سيد آوا چايی در دره مننق، موجب رونق كشاورزی شده و در كناره های آن، مزارع، كشتزارها و باغ های متعددی به وجود آمده است. جاده ترانزيتی تهران - تبريز كه به موازات اين رودخانه احداث شده است به وسيله دو پل بسيار زيبا كه از نظر معماری شايان توجه هستند، از فراز آن می گذرد. اين رودخانه پس از مشروب كرد

 اين سد در 95 كيلومتری شمال خاوری تبريز و در ارتفاع 1600 متری قرار دارد و محل زيست انواع مرغابی است.

 اين كوه با ارتفاع 2442 متر در محدوده شهرستان تبريز بخش مركزی دهستان اسپران و در 30 كيلومتری شمال مركز شهرستان تبريز واقع شده است. جهت كوه جنوب خاوری - شمال باختری بوده و قله آن از نظر جغرافيايی در 46 درجه و 23 دقيقه درازای خاوری و 38 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است.

ن روستاهای ثمر خزان، متنق، ايرانق و سعيد آباد وارد آجی چای می شود.

 اين تالاب در ارتفاع 2400 متری، در جنوب خاوری ارتفاعات سهند قرار دارد و 20 هكتار مساحت دارد. تالاب پوشيده از نيزار و گياهان آبزی است كه از نظر لانه گزينی پرندگانی نظير سرسبز و چنگر شرايطی مناسب دارد و به همين دليل دارای ارزش تفرجگاهی است.


آب و هوا: آب و هوای كوهستان سهند سرد و مرطوب می باشد. مقدار بارندگی ساليانه منطقه سهند را 600 ميلی متر گزارش كرده اند. اما مقدار بارندگی در دامنه های آن يعنی در ايستگاه های باران سنجی بستان آباد، زين جناب، اسفنجان، آذرشهر، عجب شير، ليقوان و صوفی چای مراغه از 400 ميلی متر تجاوز نمی كند. بيشترين مقدار بارندگی در فصول پاييز و زمستان صورت می گيرد و به طور عمده تحت تاثير جريان های هوای مرطوب مديترانه می باشد. اثر هوای مرطوب درياچه اروميه و بخارهای دريای خزر در ميزان بارندگی اين ناحيه نيز تا حدودی موثر است.

ازجمله پرندگان بومی منطقه می توان انواع كبك، اردك، ‌غاز و قرقاول را نام برد و از پرندگان مهاجر نيز پليكان، فلامينگو، انواع مرغابی، درنا، لك لك، حواصيل و … را نام برد كه در سواحل درياچه اروميه و حوالی رودخانه های استان آذربايجان شرقی زندگی می كنند.

+ نوشته شده در  جمعه بيست و پنجم فروردين 1385ساعت 0:50  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  3 نظر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:41  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

عکس های آذربایجان شرقی

Back 1 from 3 Next  

 

 

23 فروردين - تالاب چغاخور؛استان چهارمحال و بختياري

 

22 فروردين - تخت سليمان تكاب(آذربايجان غربي)

 

21 فروردين - آب‌هاي خليج فارس

 

20 فروردين - ورودي كاخ موزه‌ سبز؛ تهران

 

20 فروردين - صنايع دستي زنجان

 

19 فروردين - ماسوله

 

19 فروردين - تالاب گميشان

 

16 فروردين - بندر انزلی

 

15 فروردين -

 

14 فروردين - بهار در ايران

 

08 فروردين -

 

28 اسفند - نوروزتان پيروز

 

27 اسفند - زاينده رود

 

24 اسفند - قلعه‌ي بيرجند

 

23 اسفند - درياچه‌ي ولشت؛ كلاردشت

 

22 اسفند -

 

21 اسفند -

 

21 اسفند -

 

20 اسفند -

 

20 اسفند -

 

17 اسفند -

 

16 اسفند -

 

15 اسفند - غروب زیبای قشم

 

14 اسفند - دماوند

 

13 اسفند - لباس ‌هاي محلي استان خراسان شمالي

 

09 اسفند - آرامگاه بوعلي سينا؛ همدان

 

09 اسفند - پرندگان تالاب گميشان؛ استان گلستان

 

08 اسفند -

 

03 اسفند -

 

02 اسفند - بادگيرها؛ معماري منحصر به فرد كويرهاي ايران

 

01 اسفند - تونل كوهرنگ؛ استان چهارمحال و بختياري

 

30 بهمن - قلعه بخشان؛ شهرستان سراوان؛ استان سيستان و بلوچستان

+ نوشته شده در  جمعه بيست و پنجم فروردين 1385ساعت 0:59  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:40  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  | 

درباره کرمانشاه

طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵ این استان دارای جمعیتی بالغ بر ۱.۷۷۸.۵۹۶

نفر میباشد. این جمعیت حدود (۳٪) جمعیت کل ایران است.

مساحت این استان ۲۴۶۴۰ کیلومتر مربع است که حدود (۵/۱٪) مساحت کشور ایران است. این استان

درغرب ایران ودر دامنه های زاگرس قرار دارد.مرکز استان شهرستان کرمانشاه میباشد.

ازکل جمعیت استان(۱۴/۴٪) درگروه سنی بالای ۶۵ سال و(۱۴/۵۵٪) بین ۱۵ تا ۶۴ سال (یعنی نیروی فعال

استان) و (۱۷/۴۰٪) زیر ۱۵ سال قرار دارند. نیروی فعال استان در زمینه های: کشاورزی- صنعت وخدمات

فعالند.

ازنظر نوع ناهمواری این استان به دودسته تقسیم میشود: ۱- کوهستانی ۲- دشت

برخی از قلل استان به ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متر نیز میرسند. مانند: بیستون دالاخانی- امروله و...

رشته کوههای این استان درجهت شمال غربی- جنوب شرقی قرار دارند.

دشتهای استان همان ناودیس ها هستند که با انتقال ابرفتها به این قسمتها چاله ها پر میشود .

دشتهای استان به دو دسته: کم ارتفاع و مرتفع تقسیم میشود. مرتفع  مانند: سنقر-ماهیدشت-

سنجابی و... وکم ارتفاع مانند: ذهاب- سومار- دیره و... .

این استان ازنظر منابع آب هم غنی است. رودخانه های مرگ- قره سو و چندین رودخانه دیگر آب این

استان را برای کشاورزی ومصارف دیگر تأمین می کند.

به منظور کسب اطلاعات بیشتر در مورد استان کرمانشاه روی لینک پایین کلیک کنید:

http://www.taghbostan.mihanblog.com

+ نوشته شده در  يکشنبه بيست و هفتم فروردين 1385ساعت 15:15  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید

 
 

صفحه اصلي | اخبار | اعضاء | كتاب، پايان نامه و مقاله | واژه نامه | منابع و مآخذ | سایت های مرتبط | درباره ما |  تماس با ما

 

Persian  |  English  |  Arabic

ميلاد با سعادت خاتم انبياء حضرت محمد مصطفي(ص)و آغاز هفته‌ي وحدت بر همه‌ي مسلمانان جهان مبارك باد

  » شهرستان کلیبر

 مشخصات جغرافیایی | وجه تسمیه و پیشینه تاریخی | مكان هاي ديدني و تاريخي | كشاورزي و دام داري | صنايع و معادن
 

مکان های دیدنی و تاریخی

سراسر منطقه كليبر را كوهستان ها و جنگل های تنک و انبوه پوشانيده است. دره پيغام و مناطق حفاظت شده اين شهرستان به همراه بناهای تاريخی مانند: قلعه بابک، قلعه پيغام، بقعه ها، قلعه های قديمی، برج ها، پل ها، تپه های باستانی، مناطق تاريخی وعمارت های قديمی از جمله ساختمان تاريخی طومانيانس از جاذبه های تاريخی و مکان های ديدنی منطقه به شمار می روند.  

 بالا  

صنايع و معادن

صنايع کليبر بیش تر كارگاهی و شامل توليد آسياب برقی و موتوری، موزاييک سازی، تانكر سازی، قندريزی، آهنگری، جوشكاری، كابينت سازی و كش بافی است.  

 بالا  

کشاورزی و دام داری

اين شهرستان از نظر كشاورزی و باغ داری وضع خوب و پر رونقی داشته و كشت در آن به صورت آبی و ديمی صورت می گیرد. فرآورده های كشاورزی در اين شهرستان عبارتند از: گندم، جو، نباتات علوفه ای، بنشن، تره بار و محصولات عمده باغات عبارتند از: سيب درختی، توت درختی، سماق، گيلاس، گردو، زغال اخته كه بیش تر جزو صادرات منطقه است. دام داری و دام پروری كه از مهم ترين رشته فعاليت های اقتصادی كليبر محسوب می شود از دير باز به علت موقعيت خاص منطقه و وجود مراتع سر سبز رونق فراوان داشته است. پرورش دام بيش تر شامل گاو، گوساله، گاوميش، گوسفند و اسب است كه توسط عشاير و روستایيان صورت می گيرد و دام و فرآورده های دامی جزو صادرات اين شهرستان محسوب می شوند. پرورش طيور به شيوه های صنعتی و سنتی شامل پرورش مرغ، غاز، بوقلمون و اردک است كه در حد خودكفايی توليد می شود. 

 بالا  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

در روزگاران قديم اهر و كليبر از قصبات پيشكين( مشگين شهر ) بودند. ‌حمدالله مستوفی در ذکر منطقه تومان پيشگين، درباره كليبر چنين می نويسد: «تومان پيشگين، ‌در اين تومان هفت شهر است. پيشگين، خيار، انار، ارجاق، اهر، تكلفه، كلنبر( كليبر)». از نظر تاريخی، كليبر به خاطر وجود قلعه بابک كه روزگاری مركز قدرت بابک خرم دين بوده، دارای اهميت فوق العاده ای است. 

 بالا  

مشخصات جغرافيايي

کلیبر یکی از شهرستان های استان آذربایجان شرقی است که در ناحیه ی شمال خاوری این استان واقع شده است. شهرستان كليبر از جنوب با اهر از شمال با جمهوری آذربايجان از باختر با رود ارس و جمهوری ارمنستان و از خاور با استان اردبيل همسايه است. كليبر در بستر رود كليبر و در سرزمينی صخره ای واقع شده و تنها معبر كوهستانی ميان اهر و بخش های ساحلی رود ارس است. آب و هوای اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه خشک است. كليبر در 47 درجه و 02 دقيقه درازای خاوری و 38 درجه و 52 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1240 متری از سطح دريا واقع شده است. مسير راه كليبر – اهر به درازای تقريبی 45 كيلومتر یکی از مسیرهای دسترسی به این منطقه است. راه های منشعب از مركز شهرستان عبارتنداز: جاده شوسه كليبر- مغان (اصلاندوز) و خمارلو به سمت شمال خاوری كه اين جاده تا سه راه اسكانلو به طول 60 كيلومتر و تا خمارلو به درازای 71 كيلومتر شوسه است.  

 بالا  

Copyright 2004 Iranian Students' Tourism & Traveling Agency (ISTTA)

بهترین حالت نمایش : 768*1024

کلیبر یکی از شهرستان های استان آذربایجان شرقی است که در ناحیه ی شمال خاوری این استان واقع شده است. اين شهرستان از نظر كشاورزی و باغ داری وضع خوب و پر رونقی داشته و كشت در آن به صورت آبی و ديمی است. سراسر منطقه ی كليبر را كوهستان ها و جنگل های تنک و انبوه پوشانيده و جلوه ی زیبایی به نمایش گذاشته است. دره ی پيغام و مناطق حفاظت شده ی اين شهرستان به همراه بناهای تاريخی مانند قلعه بابک، قلعه پيغام، بقعه ها، قلعه های قديمی، برج ها، پل ها، تپه های باستانی، مناطق تاريخی و عمارت های قديمی از جمله ساختمان تاريخی طومانيانس از جاذبه های تاريخی و مکان های ديدنی منطقه محسوب می شوند.

Persian  |  English  |  Arabic

ابن حوقل:« در تمام بحر و بر مشرق, هر شهري كه گروهي از ايرانيان در آن اقامت داشته باشند, پاك دامن ترين همه مردم و بهترين طبقات هستند و اهل دانش اند»                                             حضرت رضا (ع) مى‏فرمايد: «به گردش و سياحت بپردازيد؛ زيرا هرگاه آب جارى شود، مطبوع ودلنشين مى‏شود و هرگاه در يك‏جا متوقف شود، متغير گشته و به آلودگى مى‏گرايد»

 

 
 
 عضویت در مرکز

 

 

 

برای عضویت در سایت کلیک کنید

 

 

 

 ورود اعضاء

 برای شرکت در مسابقه باید عضو سایت باشید

 شناسه کاربری:   

 

 کلمه عبور     

 

 

 

Forgote Password

 

 کسی که در مسابقه موفق شود به قید قرعه خدمات اینترنت رایگان دریافت میکند.

 

 اطلاعات بیش تر

+ نوشته شده در  جمعه بيست و پنجم فروردين 1385ساعت 1:12  توسط Taghizadeh_Zaeimzadeh  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:38  توسط Taghizadeh&Zaeimzadeh  |